« فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ » .
نتيجهء آن اين است كه به قدر مدّتى كه بنى اسرائيل از فتوحات محروم شده در وادى تيه سرگردان ماندند ، اصحاب پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - در مدّتى كمتر از آن از خاور تا باختر رايت ارشاد را برافراشتند ؛ رضى اللّه عنهم و رضوا عنه ، ذلك لمن خشى ربّه .
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ
و بخوان برايشان خبر دو پسر آدم را براستى ؛
تفسير : يعنى ، حكايت دو پسر صلبى آدم ( ع ) ، هابيل و قابيل ، را به آنها بشنوان كه درين قصّه ذكر حسد يك برادر بر مقبوليّت و تقواى برادر ديگر ، و از سر غيظ به ناحق كشتن آن است ، و در آن عواقب خون ناحق بيان شده . در ركوع گذشته توضيح گرديد كه چون به بنى اسرائيل حكم داده شد كه با ستمگاران و جابران قتال كنيد ، آنها ترسيده فرار نمودند ؛ اكنون شنوانيدن قصهء هابيل و قابيل تمهيد است كه كشتن بندگان متّقى و مقبول از شديدترين جرايم مىباشد . اين ملعونان چگونه هميشه آماده به نظر مىآيند ! ! پيشتر نيز ، چند پيغمبر را كشتند و امروز نيز ، بر خلاف بزرگترين پيغمبر خدا از راه بغض و حسد چه اقداماتى مىنمايند ؟ گويا در مقابل ستمگاران و بدكاران خوددارى نمودن و براى قتل و اسر بندگان معصوم سازش كردن ، عادت اين قوم شده است ؛ امّا با وجود آن
« نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ »
را نيز دعوى دارند ! موافق اين بيان ، قصّهء هابيل و قابيل ، باز تفريع
« مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ
- الآية » بر آن ، اين همه تمهيد آن مضمون است كه بر ختم قصّه و تفريع فرموده است :
« وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَيِّناتِ ، ثُمَّ إِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ . إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ -
الآية » .
إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ
چون قربانى كردند قربانى را ، پس قبول كرده شد از يكى از ايشان ، و قبول كرده نشد از ديگرى ؛