حصول نظافت و نورانيّت و زيادت نشاط ، وضو بالاى وضو مىكند ، مستحبّ است ؛ و اين مطلب از سياق
« إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ
- الخ » معلوم مىشود كه در هر نماز به وضوى تازه ترغيب مىدهد .
إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ
بسوى نماز ؛ پس بشوئيد رويهايتان و دستهايتان تا آرنجها ، و مسح كنيد سرهايتان را ؛
تفسير : دست را تر كرده بر سر بكشيد . ثابت نمىشود كه حضرت پيغمبر ( ص ) در تمام عمر كمتر از مقدار ناصيه را مسح كرده باشند و مقدار ناصيه تقريبا چارم حصّهء سر « 1 » است و به مذهب حنفى همينقدر مسح فرض مىباشد . ديگر موقع تفصيل اختلافات و دلايل اينجا نمىباشد .
وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ
و پاهايتان تا شتالنگها ؛
تفسير : مترجم محقّق كه كلمهء ( را ) را بعد از پاها ذكر نكرده ، اشارهء لطيف فرموده است كه
« أَرْجُلَكُمْ »
عطف بر مغسولات است ؛ يعنى چنان كه دست و روى مىشوئيد ، پاى را هم تا شتالنگ ؛ بشوئيد مسح كافى نيست . اهل سنّت و جماعت همه بر شستن پاى اتفّاق دارند ، و احاديث كثيره شستن آن را ثابت مىكند كه وقتى كه پاىها در موزه نيست ، شستن آن فرض است ؛ البتّه بر موزه مطابق شرايطى كه در كتب فقه موجود است مقيم يك شبانهروز ، و مسافر سه شبانهروز ، مسح مىتواند .
هامش
( 1 ) . قسمت چهارم سر ، يك چهارم جلو سر