تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
غَيْرَ مُسافِحِينَ وَ لا مُتَّخِذِي أَخْدانٍ
نه شهوت‌رانندگان ( زناكنندگان ) ، و نه دوست‌گيرندگان پنهانى ؛ تفسير : طورى كه قبلا ذكر عفّت زن گذشت ، اكنون مرد را نيز به عفّت و پاكدامنى ارشاد مىنمايد :
« الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ »
( سورهء نور ، ركوع 3 ) . ازين معلوم شد كه حكمت در امر نكاح ، حفاظت گوهر عصمت است ، تا مقصد تزويج تكميل گردد ؛ نه هواپرستى و شهوت‌رانى .
وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ
( 5 ) و كسى كه منكر شد از ايمان به تحقيق نابود شد عمل او ؛ و اوست در روز آخرت از زيانكاران . تفسير : بايد فايدهء اجازت از مناكحت با زنهاى اهل كتاب اين باشد كه حقّانيّت و اخلاق اسلامى مؤمن خدا ترس به دل زن جايگير شود ؛ نه اينكه شوهر فريفته آنها شده ، گوهر گرانبهاى ايمان را قربان او كند و مصداق
« خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ »
گردد ، و چون در اثر مناكحت با زن كافره احتمال قوى اين فتنه است ، لهذا تهديد
« وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ »
خيلى موزون و بموقع است . اين نظرّيهء من است ؛ امّا ، حضرت شاه صاحب مىفرمايند كه به اين دو حكم اهل كتاب را در دنيا از مشركين تخصيص دادند ، امّا در آخرت حال تمام كفّار خراب است ؛ اگر عمل نيك هم كنند ، قبول درگاه الهى ( ج ) نيست !
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى مؤمنان ؛