تفسير : احسان عظيم الشأنى كه بر امّت محمّديّه شده ، چون شنيده شود ، فطرتا دل مؤمن خداشناس از احساسات شكرگزارى و عقيده و اطاعت و وفادارى لبريز مىشود ، و مىخواهد كه به بارگاه منعم لايزال خويش دست بسته حاضر شده ، جبين نياز به سجده نهد ، و بندگى و عبوديّت انتهائى خويش را عملى ثبوت نمايند « 1 » بنابرآن ، برايشان هدايت داده شد كه چون بخواهيد به دربار ما حاضر شويد ، يعنى ارادهء نماز نمائيد ، خود را به نظافت آراسته بيائيد . جميع لذائذ دنيوى و مرغوبات طبيعى كه اجازهء تمتّع و استفاده از آنها در آيت ما قبل وضو ( طيّبات و محصنات ) داده شده ، انسان را تا يك اندازه از صفات ملكى دور ، و به غفلت و بهيميّت قريب مىگرداند ، و هر نوع احداث موجبات وضو و غسل از استعمال آنها بهطور لازمى پيدا مىشود ؛ ازين جاست كه مىفرمايد : وقتى كه از مرغوبات طبيعى يكسو شده سوى ما قصد نمائيد ، بايد از هرگونه آثار بهيميّت و خورد و نوش و غيره كه در وجود شما پيدا شده ، از تكدّرات آن ، خود را پاك ساخته به حضور ما بيائيد ؛ و معلوم است كه اين نظافت و پاكى از وضو و غسل به دست مىآيد . نتيجهء وضو تنها طهارت بدن و صفاى باطن و خيال را به مرجع اصلى رجعت دادن نيست ؛ بلكه هر قطره آب وضوى صحيح و موافق به اصول شرع در ريختاندن « 2 » گناه نيز اثر بزرگى دارد .
إِذا قُمْتُمْ
وقتى كه برخيزيد ،
تفسير : هرگاه از خواب برخيزيد ، يا مشاغل دنيوى را گذاشته به نماز رجوع كنيد ، درحالىكه بىوضو باشيد ، اول بايد وضو كنيد . غرض و غايت احكام از
« وَ لكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ »
كه حق تعالى در آخر آيت بيان فرموده ، واضح است كه سبب وجوب شستن دست و روى و غيره آنست كه بنده پاك و با صفا گرديده لياقت حضور الهى ( ج ) را پيدا كند ، و به بارگاه ربّ العزة منزلتى يابد ؛ و اگر طهارت داشته باشد و كدام ناقض وضو « 3 » روى نداده باشد ، پاك را پاك ساختن حاجت ندارد ، چه فرضيّت تكرارش باعث حرج است بر امّت ، كه نفى آن در
« ما يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ »
كرده شده ؛ و در صورتى كه كسى به رضاى خود به غرض
هامش
( 1 ) . همه كس را
( 2 ) . ريزانيدن ، فروريختن
( 3 ) . هيچ ناقض وضو ، هيچيك از نواقض وضو