أَوْ بِأَيْدِينا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ
( 52 )
يا به دستهاى ما ؛ پس منتظر باشيد ؛ به تحقيق ما به شما انتظار كنندگانيم !
تفسير : مصيبت و راحت به وقتى كه مقدّر است فرا مىرسد ، بهطور حتم مىآيد و نتوان آن را باز داشت ولى چون ما در ظاهر و باطن خداى بزرگ را پروردگار حقيقى خود مىدانيم در برابر حكم او مدام سر تسليم خم كردهايم و هيچ سختى و آزمون ما را از فرمانبرى او نتواند بازداشت ، ما بر او اعتماد و توكّل داريم ؛ سختىهاى آنى را براى ما در آخرت و بسا اوقات در دنيا براحت و فرحت بدل مىكند پس شما در حق ما اميدوار يكى ازين دو خوبى باشيد ؛ اگر در راه خدا ( ج ) كشته شديم شهادت و جنّت و اگر سلامت برگشتيم اجر و غنيمت يقينا براى ما رسيدنى است چنان كه در حديث صحيح وارد است ، خداوند ( ج ) اينها را براى مجاهد تكفّل نموده ؛ برعكس ما در باب شما انتظار يكى از دو بدى را داريم كه ضرور به شما رسيدنى است يا از سبب نفاق و شرارت از طرف خدا ( ج ) مستقيما عذابى به شما مسلط مىشود و يا خداى تعالى از دست ما به شما مجازات سخت مىرساند كه پردهء نفاقتان دريده و خودتان رسوا شويد بههرحال ما و شما هر دو بايد براى ديدن انجام يكديگر منتظر باشيم ؛ در آخر معلوم خواهد شد كه از بين ما و شما كدام زيادهتر مآلانديش و عاقبتسنج بود .
قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْماً فاسِقِينَ
( 53 )
بگو خرج كنيد به خوشى يا به ناخوشى ؛ هرگز قبول كرده نمىشود از شما ؛ بىشك شمائيد قومى نافرمان ( از دايرهء اسلام بيرون رفتگان ) .
تفسير : جد بن قيس كه فتنه زنان رومى را بهانه مىكرد گفت اى پيغمبر من خود رفته نمىتوانم ولى معاونت مالى مىنمايم ، پاسخ آن داده شد كه هركه اعتقاد نداشته باشد مالش قبول نمىشود چه به رضا خرج كرده باشد چه به ناخوشى زيرا ، به وى توفيق داده نشده كه چيزى در راه خدا ( ج ) صرف كند
« وَ لا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَ هُمْ كارِهُونَ »
اگر بالفرض اينها به رضاهم صرف كنند نيز خدا ( ج ) نمىپسندد سبب آن در آيت آينده ذكر مىشود .