وَ فِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ( 47 ) و در ميان شما ( شنوندگان ) جاسوسان براى ايشان است ؛ و اللّه داناست به ستمگاران . تفسير : اكنون نيز جاسوسهايشان در ميان شما هست ، برخى از شما سادهلوحاند و نمىانديشند ، از حرف ايشان كموبيش متأثر مىشوند ( ابن كثير ) هرچند اين زمره چنان كه مقتضى شرارتشان بود فتنه بر پا كرده نتوانستند « 1 » ؛ از يك حيث بودن اين جاسوسان مفيد است زيرا ، عزم و اراده و جانبازى مسلمانان را به چشم مىنگرند و براى ديگران مىگويند و در دلشان هيبت مسلمانان را جاگير مىكنند . لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ حَتَّى جاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَ هُمْ كارِهُونَ ( 48 ) ( بىشك ) مىجستند فتنه را از پيش ، و بگردانيدند براى تو مصلحتها ؛ تا كه آمد وعدهء حق ، و غالب گشت حكم اللّه ؛ درحالىكه ايشان ناخواهندگاناند . تفسير : از روزى كه آن حضرت - صلّى اللّه عليه و سلّم - در مدينه تشريف آورد يهود و منافقان مدينه بر خلاف پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - هرگونه فتنه انگيختند ، تقلب كردند و دست و پا زدند تا نگذارند اسلام افزونى گيرد ولى چون در بدر ستونهاى كفر و شرك برافتاد و اسلام غلبهء خارق العاده حاصل كرد ؛ عبد اللّه بن ابى و رفقاى او گفتند : انّ هذا امر قد توجّه ( چنان مىنمايد كه ديگر نتوان جلو كار را
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 568
مساهمون: محمود حسن ديوبندى
ص٥٦٨
هامش
( 1 ) . نتوانستند فتنه برپا كنند