تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
لَوَلَّوْا إِلَيْهِ وَ هُمْ يَجْمَحُونَ
( 57 ) هر آئينه رو مىگردانند به آن طرف ، درحالىكه ايشان مىدوند مانند اسپ سركش . تفسير : ازين ترس كه اگر كفر خويش را ظاهر گردانند مانند كفّار با آنها رفتار مىشود ، سوگندها مىخورند كه ما در جماعت ( مسلمين ) شامليم و اين به كلّى نادرست است ؛ يا در مغازه‌ها به پنهانى به سر برده توانند يا اقّلا جايى به دست آورده توانند كه سر خود را در آن پنهان كنند ، مدعا از خوف حكومت اسلامى بر كنار مانند پس هرچه دعوى دارند مىگذارند و بدون تحاشا آن سومى شتابند ؛ زيرا ، نه با حكومت اسلامى ياراى مقابله دارند و نه به جائى پناه برده مىتوانند ، لهذا سوگندها مىخورند و دروغ مىگويند .
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ يَسْخَطُونَ
( 58 ) و بعضى از ايشان آن است كه عيب مىكند ترا در ( قسمت ) صدقه‌ها ؛ پس اگر داده شوند از آن ، خوش مىشوند ؛ و اگر داده نشوند از آن ، آنوقت ايشان خشم كنند . تفسير : بعضى منافقين و اعراب ( بدوىها ) هنگام بخش صدقات و غنايم به حرص دنيا و اغراض شخصى دربارهء حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - زبان به طعن مىكشودند و مىگفتند : تقسيم به رعايت انصاف نمىشود ، اين اعتراض وقتى بود كه برطبق خواهششان از صدقات و غيره حصّه داده نمىشد امّا ، اگر مطابق طمع و حرصشان مىبود شاد مىشدند و اعتراض باقى نمىماند گويا به‌هرحال مال و جاه را قبله مقصود خويش مىپنداشتند آينده توضيح مىشود كه هركه دعواى ايمان دارد ، دنيا را مطمح نظر خويش قرار ندهد .