تفسير : يعنى ، قانون حلال و حرام تكميل يافت ، و گنجايش هيچگونه تغيير و تبديل در آن نماند . البتّه شخص ناچار و مضطرّى كه از شدّت گرسنگى جانش به لب رسيده باشد ، اگر چيزى حرام را براى صيانت از هلاك بخورد ، به شرطى كه « 1 » بيش از اندازهء ضرورت و براى لذّت نباشد ( غير باغ و لا عاد ) ، حق تعالى آن خوراك حرام را از روى مهربانى معاف مىنمايد ؛ اگرچه حرمت چيز مذكور به همان حال سابقهء خود است ، ليكن شخصى كه براى حفاظت حيات به قدر سدّ جوع از آن تناول نمود ، نزد خدا ( ج ) مجرم شمرده نمىشود ؛ اين نيز يك نوع اتمام نعمت است .
يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ
مىپرسند ترا : چه چيز حلال كرده شده به ايشان ؟ بگو :
حلال كرده شد برايتان پاكيزهها ؛
تفسير : وقتى كه در آيت ما قبل چيزهاى حرام فهرست شد ، طبعا سؤال پيدا مىشود كه آيا چيزهاى حلال كدام است ؟ در جواب آن مىفرمايد : دايرهء حلال بسيار وسيع است ؛ غير از همان چند چيز كه در آن زيان دينى يا بدنى است ، تمام طيّبات و اشياى پاكيزه حلالند . چون نسبت به شكار حيوانات شكارى مخصوصا سؤال كرده بودند ، بنابرآن ، در جزء ما بعد آيت ، حكم آن تفصيل داده شده .
وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ
و شكار آنچه آموخته باشيد او را از جانوران شكارى در حالى كه شما آموزگار باشيد ؛ به دوانيدن مىآموزيد اينها را از آنچه آموخته شما را خدا ؛ پس بخوريد از آنچه نگاه داشته باشند
هامش
( 1 ) . به شرط آنكه