وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ
و گفت يهود : عزير پسر اللّه است .
تفسير : از روايات معلوم مىشود كه در آن روزگار برخى يهود معتقد بودند كه عزير - عليهم السّلام - پسر خداست در روزگار اخير ؛ گروهى از علما نبشتهاند كه اكنون هيچ يهودى بدين عقيده نمانده است ؛ اگر در عهد نبوى گروهى از يهود اين عقيده را نداشتى ، حتما يهود آن روزگار حكايت قرآن را تكذيب مىكرد ؛ چنان كه عدى بن حاتم به شنيدن
« اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ »
« 1 » اعتراض كرده بود كه احبار و رهبان را كسى چون ( رب ) نه مىپذيرد جوابى كه آن حضرت دادند در آتى بيايد پس نسبت عقيده ابنيت عزير به ايشان و مقبول نگرديدن اعتراض و افكار آنها به جاى ديگرى واضح مىكند كه در آن عهد حتما يهودانى به اين عقيده بودند . اين قدر دارد چنان كه بعد از مرور دهور بسا مذاهب و فرق از ميان رفت اين گروه نيز نابود گرديد و اين هيچ مستبعد نباشد يكى از بزرگان ثقه به من گفت كه در سياحت فلسطين و غيره من با برخى يهودان كه اين عقيده را داشتند برخوردم اين گروه را در آن سامان به نام عزيرى شناسند و اللّه اعلم .
وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ
و گفت نصارى : مسيح پسر اللّه است ؛ اين گفتار ايشان است به دهانهايشان ؛ مىكنند با گفتار آنانى كه كافر شدند از پيش ؛
تفسير : عقيده ابنيّت يا الوهيّت به مسيح و غيره ؛ با عقيدهء مشركين قديم شباهت دارد ؛ بلكه به تقليد از ايشان اين عقيده را پذيرفتهاند ؛ چنان كه در سورهء مائده نقل كرديم .
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ، آيه 31