تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
نيست .
قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ
( 29 ) جنگ كنيد با آنانى كه ايمان ندارند به اللّه و نه به روز آخرت ، و حرام نمىشمارند آنچه را حرام ساخته اللّه و فرستادهء او ، و قبول نمىكنند دين راست را ؛ از آنانى كه داده شده به ايشان كتاب ( از طرف خدا ) ؛ تا ( وقتى جنگ كنيد با ايشان ) كه دهند جزيه را از دست خود درحالىكه ذليل باشند ! تفسير : چون فتنهء مشركين خوابيد و اختلال از كشور رخت بست ؛ حكم آمد كه « قوّت و شوكت اهل كتاب ( يهود و نصارى ) را درهم شكنيد » . مقصود نخست آن بود كه ديار عرب از مشركين پاك شود ؛ امّا ، دربارهء يهود و نصارى در آن هنگام محض همين‌قدر منظور بود كه در برابر اسلام قوّت نگيرند ، و نيرويشان در راه اشاعت و ترقى اسلام نايستد پس جائز شد كه اگر اين گروه مانند ساير رعايا جزيه را بپذيرند بپذيرند و مضايقه نكنيد در اين حال حكومت اسلامى ذمهء حفظ جان و مال ايشان را خواهد داشت ورنه علاج ايشان به همان معامله ( قتال مجاهدانه ) خواهد شد كه با مشركين شد زيرا ، اين مردم نيز چنان كه مىشايد به خدا و روز آخرت ايمان ندارند احكام خدا و رسول او را اهميتى نمىدهند . نه تنها پيروى رسول كريم را نمىكنند بلكه در پى پيغمبرى كه به او تسليم شده بودند ( حضرت مسيح ) نيز به درستى نمىروند جز متابعت اهوا و آراى خودكارى ندارند . نه به دينى كه سابق آمده يعنى در عصر مسيح و سائر انبياء پيروند و نه دين پيغمبر آخر الزمان را مىپذيرند . درصدد آن‌اند كه چراغى را كه خداوند افروخته است خاموش كنند . پس ( چنان كه اين مضمون عنقريب مذكور شود ) اگر گروهى چنين ناهنجار كه باطن زشت به ميل خود واگذاشته شوند ؛ در ملك آتش فتنه و فساد ، تمرّد و كفر ، هماره فروزان مىماند .