تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
خاندان ، اخوّت ، مال و املاك و غيره را در نظر بگيريد در اينجا فرموده شده كه مجاهدين را نشايد كه بر كثرت سپاه و سامان كبر و غرور را به خود راه دهند نصرت و كاميابى تنها به مدد خداى يگانه است و شما نيز اين را در چندين ميدان به تجربه دانسته‌ايد ، نتايج بدر قريظه ، نضير ، حديبيّه و غيره محصول مدد الهى ( ج ) و تأييد غيبى ربّانى بود ، هم اكنون واقعهء غزوهء حنين چنان آيت صريح و عجيب نصرت الهى است كه اشد اعدا به آن اقرار مىكنند ؛ پس از فتح مكّه آنحضرت - صلّى اللّه عليه و سلّم - آگه شدند كه هوازن و ثقيف و بسى از ديگر قبايل عرب با سپاه جرار و تجهيزات زياد اراده دارند بر مسلمانان حمله كنند آن حضرت - صلّى اللّه عليه و سلّم - به زودى فوجى را به شمار ( ده ) هزار تن از مهاجرين و انصار كه براى فتح مكّه از مدينه آورده بودند بسوى طايف فرستادند دو هزار تن از طلقاء نيز كه در فتح مكّه اسلام آورده بودند جزء اين لشكر بودند اين نخستين بار بود كه فوجى بزرگ به شمار دوازده هزار تن مسلح و مجهز به ميدان جهاد برآمد ؛ برخى از اصحاب چون اين منظره را ديدند بىاختيار گفتند : « وقتى كه خيلى اندك بوديم هماره فاتح بوديم امروز اين قدر زياديم چگونه مغلوب خواهيم شد » اين گفته از زبان مردان توحيد در بارگاه احديّت ناپسنديده آمد ؛ هنوز از مكّه دور نرفته بودند كه دو لشكر باهم روبه‌رو گرديد ؛ فوج مقابل به چهار هزار تن بالغ بود كه كفن‌ها را بربسته زنان و اطفال را نيز با خود آورده بودند و به غرض جنگ فيصله‌كننده با تجهيزات كامل و اشتر و اسپ و مواشى « 1 » و امتعه اندوختهء خويش آمده بودند قبيلهء هوازن در قبايل عرب به تيراندازى شهرت تام داشت ؛ يكدسته ازين تيراندازان ماهر در كوه‌هاى وادى حنين در كمين بود ؛ براء ابن عازب در صحيحين روايت مىكند كه در معركه نخست كفّار شكستند « 2 » و مال فراوان از ايشان در ميدان ماند چون مسلمانان به گرد آوردن غنايم پرداختند تيراندازان هوازن از كمين جسته هجوم آوردند و از چهار جانب چنان تير انداختند كه مسلمانان را تاب مقاومت باقى نماند ؛ نخست طلقاء و پس از آن ديگران گريختند ؛ پهناى زمين بر مسلمين تنگ شد چنان كه جائى براى پناه نمىيافتند حضور لامع النور آن حضرت با چند تن از اصحاب يعنى ابو بكر ، عمر عبّاس ، على ، عبد اللّه بن مسعود ، ( رض ) و قريب هشتاد يا صد تن از اصحاب بلكه از روى تصريح برخى اهل سير صرف ده تن قدسيه ( عشرهء كامله ) در ميدان جنگ ماندند كه از كوه استوارتر مىنمودند درين موقع خاصّ دنيا منظر عجيب و حيران‌كننده صداقت و توكّل پيغمبرى و شجاعت نبوى را نگريست آن حضرت بر قاطرى سفيد سوار بود كه يك ركابش را عبّاس و ركاب ديگر را ابو سفيان ابن الحارث گرفته بود چهار هزار تن لشكر مسلح و جرار دشمن به حرارت انتقام بر اين گروه كوچك حمله كرد از هر طرف تير چون باران فرود مىآمد ؛ رفيقان شكسته و پراكنده بودند ولى رفيق اعلاى آن حضرت كه ازو جدائى نداشت و باران غيرمرئى تأييد ربّانى و سكينهء آسمانى بر حضرت پيغمبر و چند تن معدود همراهان وى مىباريد ؛ آنانى كه گريخته بودند نيز زير اثر در
هامش
( 1 ) . شتر و اسب و چارپايان ( 2 ) . شكست خوردند
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 547 | محمود حسن ديوبندى