وَ يُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ وَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلى مَنْ يَشاءُ
و ببرد اندوه دلهاى مؤمنان را ، و توبه مىدهد ( رجوع به مرحمت مىكند ) خدا بر هركه خواهد .
تفسير : در اين آيه حكمت اصلى « مشروعيّت جهاد » توضيح شده از قصص اقوام گذشته كه در قرآن آمده ظاهر است كه اگر قومى در كفر و كردار زشت و تكذيب و عداوت انبياء - عليهم السّلام - افزونى مىكرد قدرت الهى ( ج ) عذاب تباه كن آسمانى را بر آن فرود مىآورد و افعال كفر و مظالم آن قوم را دفعتا خاتمه مىداد
« فَكُلًّا أَخَذْنا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِ حاصِباً وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّيْحَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنا وَ ما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ »
العنكبوت ، ركوع 4 ) شكّ نيست كه اين عذابهاى گوناگون نهايت مهلك و براى نسلهاى آينده آيينهء عبرت بود ولى درين صورت معذبين در دنيا نمىماندند كه ذلّت و رسوائى خود را نظاره مىكردند و نه براى آينده امكان توبه و رجوع باقى مىماند غايهء اصلى مشروعيّت جهاد نيست كه خداى تعالى به جاى آنكه مكذبين و معاندين را خود مستقيما عذاب كند بر ايشان از دست بندگان مخلص خود جزا روا دارد و در آن تذليل و سرزنش مجرمين و قدر و تمجيد مخلصين بيشتر آشكار شود و نصرت و فيروزى بندگان و فاكيش نيكوتر ظاهر گردد ؛ چون چشمشان بدين منظر بيفتد دلهايشان شاد شود و بنگرند ، آنانى كه ايشان را زبون و ناتوان مىشمردند و تختهء مشق ظلم و استهزاء قرار داده بودند امروز به تأييد و رحمت الهى بر آنها غالب و آنها به رحم و كرم و عدل و انصاف ايشان گذاشته شدهاند اهل حق كه از شوكت شرك و كفر و باطل منزجر و متأثر مىبودند مسلمانان ضعيف و مظلومى كه از ناتوانى از انتقام از مظالم كفّار عاجز و غمين بوده خاموش مىنشستند به جهاد فى سبيل اللّه دلهايشان تسكين مىيافت در نتيجه اگر دقت شود اين طريق در حق مجرمين نيز سزاى نافعتر است چه بعد از سزا در توبه و رجوع به رويشان باز است ؛ بسيار كه از آن حالت عبرتانگيز مجرمين را توبه نصيب گردد چنان كه در عصر لامع النور آن حضرت - صلّى اللّه عليه و سلّم - چنين شده و در روزى چند ، عرب همگان حلقهء دين الهى ( ج ) را به گوش آويختند .