أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ( 13 ) آيا مىترسيد از ايشان ؟ پس اللّه سزاوارتر است كه بترسيد از وى ؛ اگر هستيد مؤمنان . تفسير : قريش قسمها و پيمانها را شكسته بودند زيرا ، خلاف عهد بر عليه خزاعه با بنو بكر مدد كردند و پيش از هجرت براى اخراج رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - از وطن مقدّس او ( مكّهء معظّمه ) تجاويز « 1 » طرح و بالاخرة سبب اخراج وى - صلّى اللّه عليه و سلّم - شدند « إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ - الآية » در مكّه بر مسلمين بىگناه بدون سبب ظلم آغاز كردند ؛ اگرچه قافلهء تجارت ابو سفيان از خطر نجات يافت محض از روى نخوت و رعونت به مقابلهء مسلمين به ميدان بدر رفتند و بناى جنگ نهادند و بعد از « صلح حديبيّه » ابتدا خود پيمان را شكستند و در مقابل خلفاى مسلمين يعنى خزاعه بنو بكر را تشجيع و تحريك نموده با ايشان مدد اسلحه و لوازم ديگر را دوام دادند تا آنكه مسلمانان برايشان حمله كردند و مكّهء معظّمه را از وجود مشركين پاك نمودند ؛ از « أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْماً - الآية » چنان معلوم مىشود كه هر قومى را كه چنين وضع و رفتار باشد مسلمين در قتال آنها هيچگاه تقصير نكنند ؛ اگر مؤمنين را از قوّت و جمعيّت و ساز و برگ كفّار هراسى در دل پديد آيد بايد خوف خدا ( ج ) در دلهايشان بيشتر باشد ؛ نيك بدانيد كه چون خوف خدا در دل جا كند ديگر خوفها فرار كند ؛ تقاضاى ايمان آن است كه بنده از نافرمانى خدا ( ج ) و قهر وى در هراس باشد زيرا ، نفع و ضرر همگان در قدرت او تعالاىست و هيچ مخلوق بىمشيت او تعالى بر كوچكترين نفع و ضرر توانا نباشد . قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ ( 14 ) جنگ كنيد با ايشان تا عذاب كند ايشان را اللّه به دستهايتان ، و رسوا كند آنها را ، و نصرت دهد شما را بر ايشان ، و شفا دهد سينههاى قوم مؤمنان را
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 537
مساهمون: محمود حسن ديوبندى
ص٥٣٧
هامش
( 1 ) . تجويزها ، پيشنهادها ، توصيهها