كَفَرُوا بِعَذابٍ أَلِيمٍ
( 3 )
كافر شدند به عذاب دردناك .
تفسير : اين آگاهى غالبا در حق آن قبايل بود كه پيمان ميعادى خود را خود شكسته بودند ( بنوبكر يا قريش و غيرهم ) يعنى با چنين مردم حرف ايفاى معاده در ميان نمانده ولى باز هم اگر از شرك و كفر توبه كنند دنيا و آخرتشان نيكو شود و الا ارادهء خداى متعال ( تطهير جزيرة العرب از كفر و شرك ) هر آئينه شدنى است و هيچ نيرو و تدبير آن را مغلوب نتوان كرد ؛ كافران سزاى كفر و پيمانشكنى خود را مىبينند .
تنبيه : اگرچه مكّه پيش از سال ( 8 ) هجرى فتح شد و اين اقدام جزاى همان نقض عهدشان بود بازهم در موقع حجّ سال ( 9 ) هجرى درين باره نيز اعلام شد تا واضحتر باشد كه با چنين مردم هيچ نوع معاهده در ميان نمانده است .
إِلَّا الَّذِينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئاً وَ لَمْ يُظاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَداً فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ
( 4 )
مگر آنانى كه پيمان كردهايد ( با ايشان ) از مشركين باز كمى نكرديد به شما هيچ چيز ، و مدد نكردند بر شما كسى را پس تمام كنيد به ايشان پيمانشان را تا مدّت مقرّرشان ؛ بىشك اللّه دوست دارد پرهيزگاران را .
تفسير : اين استثنا براى قبايلى است كه عهدشان ميعادى بوده ، و در ايفاى عهد كوتاهى ننموده نه خود بر خلاف عهد كارى كردند ، و نه با ناقضين ديگر ( مانند بنى حمزه و بنى مدلج ) معاونت كردند . دربارهء ايشان اعلان شد كه تا هنگام انقضاى ميعاد معاهده مسلمانان هم مدّت پيمان را احترام كنند ؛ پس از سرآمدن زمان ميعاد ، هيچ گونه عهد جديد بسته نمىشود ؛ و در آن وقت ، آنچه دربارهء ديگران مىشود در حقّ ايشان نيز چنان خواهد بود .