تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
جزيرة العرب كه مكّهء معظّمه صدر آن است ، نتوان بود . در آخر انفال ذكر شده است كه مسلمانانى كه از مكّه و غيره هجرت نكردند ، و در سايهء كفّار مىزيند بر مسلمانانى كه آزاد و در دار السّلام به سر مىبرند ، حقّ ولايت و رفاقت ندارند :
« ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا »
امّا ، به قدر توان بايد به ايشان مدد دينى بخشوده شود پس براى ربط محكم حلقه‌هاى موالات و مؤاخات اسلامى در مركز اسلاميّت ، يكى از دو چيز لازم است : يا تمام مسلمانان عرب از ديگر نقاط عربستان ترك وطن گفته به مدينهء منوّره بيايند و در اخوّت اسلامى آزادانه سهم بگيرند « 1 » ؛ و يا ، مسلمانان آزاد جهد و ايثار نمايند كه قوّت كفر را از ميان بردارند ، و جزيرة العرب را همگان زير لواى قانون اسلام درآورند ، تا هيچ مسلمان را ديگر ضرورت هجرت نيفتد ، و جزيرة العرب مركزى چنان محكم و مستقرّ گردد كه از اغيار خالى باشد ، و آيندهء باشكوه اخوّت عامّ اسلامى بر آن تكيه كند . مزيّت صورت دوّم نابود شدن فتنه و فساد هر روزه ، و مأمون ماندن مركز اسلام است از فساد داخلى كفّار ، و اوضاع زشت و نااستوارى و عهدشكنى آنها ؛ و به اين صورت بود كه مىتوانستند دنيا را همگان به دايرهء اخوّت عامّ اسلامى دعوت دهند « 2 » . غرض رسيدن به اين مقصد ارجمند بود كه مسلمانان در سنهء دوّم هجرى نخستين بار قدم بسوى ميدان بدر برداشتند كه در سنهء 8 هجرى به فتح عظيم مكّه منته شد . فتح مكّه فتنه‌هايى را كه سدّ راه نشر و حفظ اسلام بود ، تماما از ميان برداشت ، اكنون بايستى به فحوّاى
« وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ »
( انفال ، ركوع 5 ) مركز اخوّت اسلامى و قرارگاه حكومت الهى ( ج ) ( جزيرة العرب ) از جرائيم فساد و فتنه پاك شود تا در موقع دعوت به جهان جهت فراگرفتن اصول دين اسلام و تهذيب حقيقى ، سرتاسر جزيرة العرب همدل و همزبان باشند ، و ضعفى در داخل نمايان نگردد كه با مشكلات و موانع خارجى يك جا شده انجام وظيفهء مقدّس را اخلال نمايد . براى پاك كردن جزيرة العرب از انواع فتنه و فساد ، و عروج نيروى مركز براى دعوت اخوّت عامّ اسلامى ، لازم بود كه قلب بىآلايش دعوت اسلام به آهنگ اسلاميّت به جنبش آيد ، و از اعماق آن جز نداى حق صدائى به گوش جهان نرسد . افراد جزيره معلم و رهنماى جهانيان گردند ، و مجادلهء كفر و ايمان براى هميشه پايان يابد . حاصل مضمون سورهء « براءة » همين است ؛ چنان كه در اندك مدّت ، مركز اسلام به نيروى رحمت و كبريائى خدا ، و صداقت مسلمانان ، از هرگونه دسايس كفر و شرك پاك گرديده ، عرب از دل و جان به هم دست داده ، چون يك تن ، متكفّل نشر نور هدايت و اخوّت عامّ اسلامى و دين اسلام در سرتاسر جهان گرديد . فللّه الحمد
هامش
( 1 ) . سهيم بشوند ؛ ( 2 ) . فراخوان‌دهنده ، دعوت‌كننده