فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
( 72 )
در كار دين ، پس لازم است بر شما يارى كردن ؛ مگر بر جماعهاى كه ميان شما و ميان ايشان عهد باشد ؛ و خدا به آنچه مىكنيد بيناست .
تفسير : بعضى اسيران از دل مسلمان بودند ؛ امّا ، نتوانستند با حضرت پيغمبر ( ص ) از مكّه هجرت كنند ، و بدون طيب خاطر با كفّار در بدر آمدند . در اين آيات توضيح است كه دربارهء آنها چه حكم مىباشد . حضرت شاه مىنويسد : اصحاب دو طبقه بودند : مهاجر و انصار ؛ « مهاجر » يعنى تاركان اقارب و وطن ؛ « انصار » يعنى ، جادهندگان و مددكنندگان ؛ در ميان اين دو طبقه حضرت پيغمبر ( ص ) مؤاخات نموده بود . مضمون آيت اين است : صلح و جنگ مسلمانانى كه در معيّت حضرت پيغمبراند مساويست . دوست يكى از آنها دوست همه ؛ و دشمن يكى از آنها دشمن همه مىباشد ؛ بلكه در اوايل هجرت ، بنابر تحكيم رشتهء مؤاخات ، يكى وارث ديگرى مىشد . مسلمانانى كه در وطنشان كه تحت اقتدار كفر است - مانده باشند ؛ يعنى ، از دار الحرب هجرت نكردهاند ؛ در صلح و جنگ آنها ساكنان دار الاسلام ( مهاجر و انصار ) شريك نمىباشند .
اگر آنها با كفّار صلح و عهد مىبندند ، مسلمانان آزاد دار الاسلام به آن پابند نمىباشند ؛ بلكه حسب مصلحت مىتوانند با آنها جنگ كنند ؛ البتّه اگر مسلمانان دار الحرب در امور دين از مسلمانان آزاد استمداد مىكنند ، بايد درخور طاقت و توان خويش به آنها مدد كنند ؛ امّا در مقابل جمعيّتى كه مسلمانان آزاد با آنها معاهده كردهاند ، تا بقاى عهد نمىتوان به مسلمانان دار الحرب مدد كرد . همچنين ، اخذ ميراث از همديگر - كه ميان مهاجر و انصار قرار داده شده بود - مسلمانان دار الحرب در آن شامل نبودند « 1 » .
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ إِلَّا تَفْعَلُوهُ
و آنان كه كافر شدند ، بعضى ايشان كارسازان بعضىاند ؛ اگر نكنيد ( اى مسلمانان ) اين كار را ؛
هامش
( 1 ) . مشمول آن نبودند .