آنها گفته شده : خدا ( ج ) مىبيند كه حقيقتا در دلهاى شما ايمان و تصديق موجود است ؛ آنچه فديه از شما گرفته شده ، چندين مرتبه فزونتر و بهتر از آن به شما عنايت مىكند ؛ و خطاهاى گذشته را مىبخشايد . و اگر مطلب شما از اظهار اسلام فريب دادن پيغمبر و دغاكارى « 1 » است ؛ پس ديديد كه نتيجهء فريبى كه با خدا ( ج ) كرديد چه شد ؟ ! يعنى ، نتيجهء مخالفت كه با عهد الست نموده كافر و مشرك شديد ؛ يا بعضى از بنى هاشم كه دربارهء حمايت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - در زمان حيات ابو طالب عهد بستند ، و اكنون با كافران شريك شدند ؛ با چشم سر مىبينند كه امروز چهسان در اسارت مسلماناناند . آينده نيز جزاى دغا و مكر شما به شما مىرسد . شما اسرار قلوب خود را از خدا پوشيده ، و انتظامات حكيمانهء او را مانع آمده نمىتوانيد « 2 » . حضرت شاه - رحمة اللّه عليه - مىنگارد : وعدهء خدا ( ج ) انجام پذيرفت ؛ هركه از آنها مسلمان شد ، خداوند به وى نعمت بىشمار بخشيد ؛ و هركه نشد ، خراب و تباه گرديد .
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ
هر آئينه آنان كه ايمان آوردند و هجرت كردند و جهاد نمودند به مالهاى خود و نفسهاى خود ، در راه خدا ؛ و آنان كه جاى دادند و نصرت كردند ، اين جماعه ، بعض ايشان كارسازان بعضاند ؛ و آنان كه ايمان آوردند و هجرت نكردند ، نيست شما را از كارسازى ايشان هيچ چيزى ؛ تا آنكه هجرت كنند ، و اگر مدد طلب كنند از شما
هامش
( 1 ) . نيرنگبازى ، حيلهگرى
( 2 ) . نمىتوانيد بپوشيد ( بپوشانيد ) ؛ نمىتوانيد مانع بياييد ( بشويد )