مالى را بيشتر در نظر داشتند ، صريحا به
« تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا »
خطاب گرديد . يعنى : شما به متاع فانى دنيا چشم دوختهايد ؛ بايد نگاه مؤمن به عاقبت نگران باشد . اگر حكمت خداى بزرگ مقتضى شود ، مىتواند كافّهء امور شما را به قدرت خويش و بدون اسباب ظاهرى حسب مرام شما انجام دهد .
بههرحال ، اخذ فديه و رها نمودن اسيران نسبت به مصالح آن وقت خطاى سنگين قرار داده شد « 1 » ، ولى بايد دانست كه برطبق روايات ، تنها اين قدر ثابت مىشود كه حضرت پيغمبر ( ص ) محض نسبت به ترجيح صلهء رحم و مهربانى به مشورهء مذكور « 2 » موافقت نموده بود . البتّه ، از ميان صحابه بعضى تنها رعايت مالى را در نظر داشتند ، و اكثر با ساير مصالح دينى و عوامل اخلاقى ؛ ضمنا احتياجات مالى را در نظر گرفته به تقديم اين مشوره مبادرت ورزيده بودند . گويا ، كلا يا جزء حيثيّت مالى تحت نظر اصحاب بود ؛ تصوّر فوايد مالى هر قدر باشد ، تقصير در بغض فى اللّه ، و غفلت از اصل مقصد ( جهاد ) و رضا دادن به قتل هفتاد مسلمان به اختيار خود ، به اوصاف عالى و مناصب جليل حضراتى مانند اصحاب - رضى اللّه عنهم - منافى شمرده شد . ازينرو ، در اين آيت به شدّت عتاب شده .
در حديث است ، سر يكى در جنگ مجروح ، و غسل بر وى واجب شده بود ؛ استعمال آب به سر او مهلك بود از رفقاى خويش سؤال كرد ؛ گفتند : در حال وجود آب ترا معذور ندانيم ! وى غسل نمود و وفات يافت . چون حضرت پيغمبر ( ص ) از واقعه اطّلاع يافت ، گفت : « قتلوه ؛ قتلهم اللّه - الحديث » . ازين برمىآيد كه اگر سهو اجتهادى نيز بسيار واضح و خطير باشد ، مورد عتاب واقع مىگردد ؛ گويا دانانده شد « 3 » كه مجتهد تمام مساعى خود را در اجتهاد صرف ننموده بود .
لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ
( 68 )
اگر نبودى حكمى از خدا پيشى گرفته ؛ هر آئينه مىرسيد به شما در آنچه گرفتيد عذاب بزرگ .
هامش
( 1 ) . به حساب آمد ،
( 2 ) . با نظر مشورتى مذكور
( 3 ) . تعليم شد ، تفهيم شد