را مطمح نظر قرار دادند . از نصايح او مضطرب مىشدند و دور مىگريختند . هيچ قوّتى در دنيا موجود نبود كه در آن درندگان خونخوار ، و گروه بهائم كردار ، روح معرفت الهى ( ج ) و حبّ نبوى را دمد ، و مست شراب توحيدشان گرداند ، و همه را يكدم به زنجير اخوات و الفت بندد ؛ و مطيع اوامر ، و عاشق جان نثار آن ذات مقدّس كه چند روز پيشتر در نزد آنها مبغوضتر از او كسى نبود ، گرداند . بدون شبهه ، اگر گنجهاى جهان صرف مىشد ، اين مقصد كه محض « 1 » به رحمت و اعانت خدا به چنين سهولت حاصل گرديد ، به دست نمىآمد . خداوند متعال الفت يكى را ، بيش از برادر حقيقى ، در دل ديگرى افگند ؛ و سپس ذات منبع البركات آن حضرت - صلّى اللّه عليه و سلّم - را مركز اجتماعى اتّفاق و اتّحاد مؤمنين گردانيد . گردانيدن دلها به يكبارگى تنها در توانائى خداست ؛ و در وقت شدّت ضرورت ، همه را به يك نقطهء محبّت و الفت جمع نمودن ، به كمال حكمت او تعالى دلالت مىكند .
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
( 64 )
اى پيغامبر ، كفايتكننده است ترا خدا ؛ و آن را كه پيروى تو كرد از مسلمانان .
تفسير : اين آيت را مىتوان دو معنى كرد : اكثر سلف چنين تفسير كردهاند كه « اى پيغمبر ، خدا ( ج ) كافيست براى تو و رفقاى تو ؛ يعنى بايد از قلّت عدد و عدم تجهيزات خود مشوّش و مضطرب نشوى » . بعضى علماء ، چنين معنى كنند : « اى پيغمبر ، براى تو ، در حقيقت ، تنها خدا ( ج ) كافيست ؛ و به اعتبار اسباب ظاهرى ، جمعيّت مسلمانان مخلص ، اگرچه اندك است ، كفايت مىكند . پيشتر كه « ايّدك بنصره و بالمؤمنين » گفته شده بود ؛ گويا ، اين خلاصهء آن است .
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتالِ إِنْ يَكُنْ
اى پيغامبر ، رغبت ده مؤمنان را بر جنگ ؛ اگر باشند
هامش
( 1 ) . فقط