بودند :
« سَمِعْنا وَ عَصَيْنا »
« 1 » ؛ شنيديم ليكن نپذيرفتيم ! . قول مشركين ، آينده مىآيد :
« قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا »
« 2 » ؛ قرآنى را كه مىشنوانى ، ما شنيديم ؛ ولى اگر بخواهيم ، مىتوانيم مثل آن بسازيم و بياريم ! شيوهء منافقين مدينه اين بود كه پيش پيغمبر ( ص ) و مسلمانان مىآمدند ، و اقرار زبانى مىكردند ؛ ليكن در دل منكر مىبودند . بههرحال ، بايد شعار مؤمن صادق مانند يهود و مشركين و منافقين نباشد ؛ صفت او اينست كه از دل ، از زبان ، از عمل ، حاضر باشد يا غائب ، خويشتن را به احكام الهى ( ج ) و فرامين نبوى نثار كند .
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ
( 22 )
هرآئينه بدترين جنبندگان نزديك خدا ، كرانند ؛ گنگانند آنان كه درنمىيابند .
تفسير : كسانى را كه خداوند تعالى براى شنيدن گوش ، براى گفتن زبان ، و براى دانستن دل و دماغ عطا فرموده بود ؛ آنها تمام اين قوّتها را معطّل كردند . توفيق نصيبشان نشد كه حق را به زبان آرند ؛ و از راه گوش آواز حقّ را بشنوند ؛ و كوشش نكردند كه با دل و دماغ حقّ را بفهمند .
خلاصه ، قوّتهاى موهوبهء خدا را در كارى صرف نكردند كه اين قوا براى اجراى آن فى الحقيقت عطا شده بود . بدون شبهه ، اينگونه اشخاص از جانوران هم بدترند .
وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ
( 23 )
و اگر دانستى خدا در ايشان نيكوئى البتّه شنوانيدى ايشان را و اگر شنوانيدى ايشان را ، هرآئينه روى گردانندى ، و ايشان اعراضكنندگاناند .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 93 .
( 2 ) . سورهء انفال ، آيهء 31 .