در اختيار انسان نيست ، و در فرمان خداست ؛ هرسو خواهد آن را مىگرداند . خدا ( ج ) در دلهاى مردم را از اوّل مسدود نمىگرداند ، و بر آن مهر نمىنهد « 1 » ؛ البتّه ، چون بنده در امتثال احكام او تقصير ورزد ، به كيفر آن دلش را مسدود مىدارد ؛ و يا اگر حقپرستى را ترك داده ، ضدّ « 2 » و عناد ورزد ، بر آن مهر مىنهد ( كذا فى الموضح ) .
بعضى
« يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ »
را براى بيان قرب معنى كردهاند ؛ يعنى ، خداوند چندان براى بنده قريب است « 3 » كه دلش نيز آنقدر نزديك نمىباشد :
« نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ »
( ق ، ركوع 2 ) . پس حكم خدا را از سر صدق اطاعت نمائيد ؛ خدا ( ج ) بيشتر از شما بر احوال و سراير قلوب آگاه است ؛ آنجا خيانت پيش رفته نمىتواند « 4 » ؛ كافّهء مخلوقات در حضور وى گرد مىآيند ، و همه مكنونات و اسرار ، آشكار مىشود .
وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ
( 25 )
و بپرهيزيد از فتنهاى كه نرسد به آنان كه ستم كردند از شما به تخصيص ؛ و بدانيد كه هرآئينه خدا سخت عقوبتكننده است .
تفسير : بالفرض « 5 » ، در افراد قومى اكثر ظلم نمودند ، و عصيان ورزيدند ، و بعضى از آنها كناره گرفتند ، و مداهنت نمودند ، يعنى ، نصيحت نكردند ، و اظهار نفرت ننمودند ؛ پس اين فتنه آن ستمگاران ، و اين مداهنين خاموش ، همه را فرامىگيرد ؛ و هنگامى كه عذاب آمد ، حسب مراتب ، همه در آن شامل مىشوند ، و هيچكس كناره نمىماند . مطابق اين تفسير ، مقصود آيت اين است : شما براى اطاعت خدا و رسول وى آماده باشيد ، و هركه فرمان نبرد ، وى را نصيحت و تعليم كنيد ؛ اگر قبول نكند ، اظهار بيزارى كنيد .
حضرت شاه ( رح ) گويد : مطلب آيت اينست كه مسلمانان بالخصوص از فساد يعنى از گناهى پرهيز كنند كه تأثير بد آنها از ذات گنهگار تعدّى نموده به ديگرى مىرسد . پيشتر توضيح شد كه در پذيرفتن حكم خدا ( ج ) و رسول ، ادنىترين تأخيرى نكنيد ، مبادا از تأخير
هامش
( 1 ) . مهر نمىزند ؛
( 2 ) . ضدّيّت
( 3 ) . به بنده نزديك است
( 4 ) . خيانت نمىتواند كارى از پيش ببرد ؛
( 5 ) . به فرض آنكه