مىشويد . تا آنگاه كه تأييد خدا با مسلمانان است ، از اتّحاد و جمعيّت شما هرقدر باشد ، كارى ساخته نمىشود !
در بعضى روايات است كه ابو جهل و ديگران ، چون از مكّه روان مىشدند ؛ پردههاى كعبه را گرفته دعا كردند ، و گفتند : خداوندا ! هركه ازين دو فريق اعلى و اكرم باشد ، فيروزش گردان ، و مفسدان را مغلوب كن ! در
« فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ »
جواب آنها نيز داده شد كه كسانى كه حقيقتا اعلى و افضل بودند ، فتح و نصرت را نائل ، و مفسدين ذليل و رسوا شدند .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ
( 20 )
اى مؤمنان ، فرمان بريد خدا را و فرستادهء او را ، و روى مگردانيد از وى ، حال آنكه شما مىشنويد !
تفسير : پيشتر گفته شد : « خدا با مؤمنان است » ؛ اكنون به مؤمنان هدايت مىشود كه آنها با خدا و پيغمبرش چه معامله داشته باشند ، تا در اثر آن مستحقّ نصرت و حمايت خدا ( ج ) گردند . بنابرآن « 1 » ، توضيح مىشود كه كار مؤمن صادق اينست كه سراپا فرمانبر خدا و رسول باشد و هرقدر احوال و حوادث موجب اعراض وى گردد ، چون سخنان خدا را دانسته و پذيرفته است ، قولا و فعلا از احكام الهى ( ج ) روگردانى نكند .
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ
( 21 )
و مشويد مانند كسانى كه گفتند : شنيديم ! و ايشان نمىشنوند .
تفسير : بر زبان « 2 » مىگويند كه شنيديم ؛ شنيدن چه معنى دارد كه انسان سخن راست را بشنود ، امّا نداند « 3 » ، و يا آن را بداند « 4 » و قبول نكند ؟ ! اوّل ، يهود به موسى - عليه السّلام - گفته
هامش
( 1 ) . بنابراين ،
( 2 ) . به زبان
( 3 ) . نفهمد ،
( 4 ) . بفهمد