قدرت خدا ( ج ) انجام مىيابد ؛ حضرت وى نه به فرشتگان نيازمند است ، و نه به انسان محتاج ؛ و اگر خواهد فرشتگان را به اجراى امرى محكوم « 1 » گرداند چنان قوّتى به ايشان كرامت مىكند كه يك فرشته تواند شهر بزرگى را بردارد ، و به شدّت دور افگند ! اينجا اراده فرمود كه در عالم تكليف و اسباب نيز ، بهطور تنبيه جزئى ، مساعى غيرمعمولى شياطين جواب داده شود ؛ و بس .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبارَ
( 15 )
اى مؤمنان ، چون به هم آئيد آنان را كه كافرند ( درحالىكه جمع شوند ) در ميدان جنگ ؛ پس مگردانيد بسوى ايشان پشتها را
تفسير : « فرار من الزحف » يعنى ، ( از جهاد گريختن و در جنگ به كفّار پشت نشان دادن ) اين گناه بسيار سخت بل « اكبر الكبائر » است . اگر كفّار در تعداد نسبت به مسلمانان دوچند باشند ، تا اين وقت هم فقها اجازه ندادهاند كه پشت گردانيده شود .
وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ
( 16 )
و هركه بگرداند بسوى ايشان آن روز پشت خود را ؛ مگر براى هر جنگ ( رجوعكنان براى جنگى ) ، يا برساند ( پناهجويان ) بسوى گروهى ؛ بهدرستى كه بازگشت به خشمى از خدا ؛ و جاى او جهنّم است ؛ و بدجاى بازگشتنى است ( دوزخ ) .
هامش
( 1 ) . مأمور