تفسير : از تذكار « 1 » احوال غافلين ، به مؤمنين تنبيه شده كه شما غافل مشويد ! ياد خدا ( ج ) غفلت را زايل مىنمايد ؛ خدا را به نامهاى خوب بخوانيد ؛ و به صفات نيكو ياد كنيد ؛ كسانى كه دربارهء اسماء و صفات بارى تعالى كجروى مىكنند ، آنها را بگذاريد ؛ خود به كيفر كردار خويش مىرسند ؛ كجروى در مقابل اسماء و صفات الهى ( ج ) اين است كه بر ذات خداوندى چنان نام و يا صفتى را اطلاق كنند كه شريعت آن را مجاز قرار نداده ، و سزاوار تعظيم و اجلال وى تعالى و تقدّس نيست ؛ و يا نام و صفتى را كه خاصّ حضرت اوست به غير اطلاق كنند ؛ و يا در بيان معنى آن تأويلات بىاساس و تعبيرات خودساخته به كار برند ؛ و يا در مواقع « 2 » معصيت ( مثلا سحر و غيره ) استعمال نمايند .
وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ
( 181 )
و از آن جماعه كه پيدا كرديم ، گروهى است كه راه مىنمايد به دين حقّ ؛ و بر وفق آن عدل مىكنند .
تفسير : اين جماعت ، امّت مرحومهء محمّديّه است - على صاحبها الف صلاة و تحيّة - كه از هرگونه افراط و تفريط و انحراف كناره جسته ، راستى و انصاف و اعتدال را پيشه كردهاند ، و ديگران را نيز سوى آن دعوت مىدهند . مخالفين اين امّت و تكذيبكنندگان حقّ ، پس از اين مذكور مىشوند .
وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ ( 182 ) وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ
( 183 )
و كسانى كه دروغ داشتند آيات ما را ؛ زود بگيريم ايشان را اندكاندك از آنجا كه ندانند .
و مهلت دهم ايشان را ؛ هرآئينه تدبير خفيّهء محكم است .
هامش
( 1 ) . با تذكار
( 2 ) . در زمينهء ، در راه ، در راستاى