داريد ؛ عقل و دانش او ؛ امانت و ديانت او ؛ از اوّل بين شما مسلّم و معروف است . « 1 » اين آيات را از پيشگاه ذات متعالى آورده كه مالك و شهنشاه مطلق تمام كاينات ، و آفرينندهء هرچيز است ؛ هرگاه به نظام سلطنت او كه نهايت استوار است ، دقّت نمائيد بلكه به هر آفريدهء خرد و بزرگ ، غور و تفكّر كنيد ؛ همهء اينها آيات تكوينى و آيات تنزيلى او را تصديق مىنمايد ، و به تسليم آيات اللّه عذرى باقى نمىماند . آنها بدانند كه شايد وقت موت و هلاكشان نزديك شده باشد ؛ لهذا ، براى حيات بعد الموت به زودى آماده شوند ! فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ ( 185 ) پس به كدام سخن بعد قرآن ايمان خواهند آورد ؟ ! تفسير : اگر به آيات قرآنيّه ايمان نياوردند ؛ در دنيا به چه كلامى ايمان خواهند آورد ؟ ! بدانيد كه اين بدبختان را دولت ايمان مقدّر نيست ! مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلا هادِيَ لَهُ وَ يَذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ ( 186 ) هركه را گمراه سازد خدا ، پس هيچ راهنمائى نيست او را ؛ و مىگذارد ايشان را خدا در گمراهىشان سرگردان . تفسير : هدايت و ضلالت ، و هرچيز ، در قبضهء خدا ( ج ) است ؛ اگر او تعالى نخواهد ، هيچ وسيلهء هدايت به درد نمىخورد ، و انسان از چيزى منتفع شده نمىتواند « 2 » . خداوند ( ج ) برحسب عادت خويش ، آنگاه توفيق هدايت مىدهد كه بنده به كسب و اختيار خود بر آن روان شود ؛ امّا ، كسى كه عالما و عامدا به بدى و شرارت تصميم كند ، خدا ( ج ) هم بعد از رهنمائى ، او را به حال خودش مىگذارد .
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 451
مساهمون: محمود حسن ديوبندى
ص٤٥١
هامش
( 1 ) . از ديرباز در ميان شما پذيرفته شده و شناخته شده بوده است .
( 2 ) . از هيچ چيز نمىتواند بهرهمند بشود .