كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ
( 179 )
مانند چهارپاياناند ، بلكه ايشان گمراهترند ؛ ( اين گروه ) ايشانند بىخبران .
تفسير : دل ، گوش ، چشم دارند ؛ امّا ، از دل در « آيات اللّه » غور نمىكنند ؛ و در نشانههاى قدرت به نظر تعمّق و اعتبار مطالعه نمىنمايند ؛ و سخنان خدا را به گوش قبول نمىشنوند ! چنان كه ادراكات بهائم همه در دائره خورد و نوش و خواهشات « 1 » بهيمى محدود مىباشد . اين است حال آنها كه دل و دماغ ؛ دست و پا ؛ چشم و گوش ؛ غرض ، تمام قواى خداداد را ، به تكميل و تحصيل لذائذ دنيوى و خواهشات مادّى وقف كردهاند ؛ به اكتساب كمالات انسانى و خصال ملكوتى سر و كارى ندارند ! اگر خوب غور شود ، احوال آنها از چارپاى نيز فروتر است ؛ حيوان به صداى مالك خود پيش او مىآيد ، و به زجر او منع مىشود ؛ امّا ، اينها به صداى مالك حقيقى خود قطعا گوش نمىدهند ؛ علاوتا حيوانات از قواى فطرى خود ، كارى مىگيرند كه ايزد متعال براى آنها مقرّر فرموده ، و بيشتر از آن استعداد ندارند ؛ امّا ، اينها قوّت و استعداد موهوبهء فطرى را كه براى ترقّيات روحانى و عرفانى خلق شده ، از « 2 » غفلت مهلك و انحراف از راه راست ، به دست خود ضايع و معطّل كردهاند .
وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
( 180 )
و خدايراست نامهاى نيك ؛ پس بخوانيد او را به آن ، و بگذاريد آنان را كه كجروى مىكنند در نامهاى خدا ؛ زود داده خواهد شد ايشان را جزاى آنچه مىكردند .
هامش
( 1 ) . خواهشها ، خواستهها ، غريزهها
( 2 ) . به سبب ، به واسطه