يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
( 176 )
زبان از دهان بيرون افگند ! اين ، مثال گروهى است كه دروغ شمردند آيات ما را ؛ پس بخوان بر ايشان اين پند را ؛ تا ايشان تأمل كنند .
تفسير : اكثر مفسّرين برآناند كه اين آيات دربارهء بلعم بن باعور نازل شده ؛ و بلعم عالمى درويش ، و صاحب تصرّف بود ، در اثر اغواى يك زن و طمع دنيوى ، آيات و هدايات خدا ( ج ) را ترك داده « 1 » ، آمادهء آن گرديد كه مقابل حضرت موسى ( ع ) تصرّفات خود را به كار اندازد ، و تدابير نكوهيدهء خويش را به ظهور آرد ؛ به موسى - عليه السّلام - زيانى رسانيده نتوانست « 2 » ؛ امّا ، خود را مردود ابدى گردانيد .
علم آيات اللّه چندان به بلعم ارزانى شده بود كه اگر خواست خدا مىبود ، به مراتب بلند مىرسيد ؛ به وى توفيق ارزانى مىشد ، تا به علم خود رفتار ، و به آيات الهى ( ج ) اطاعت مىكرد ؛ ولى چنين نشد ؛ زيرا ، خود از بركات و آيات آسمانى اعراض نمود ، و به شهوات و لذّات زمينى منهمك شد ؛ در پى خواهشات « 3 » نفسانى روان بود ؛ و شيطان به تعاقب وى « 4 » ؛ در زمرهء كجروان و گمراهان داخل شد . در آن وقت ، حال وى شبيه سگى بود كه زبانش بيرون برآيد ، و پيهم « 5 » ، نفس زند ، كه بالفرض اگر بر او بارى ننهند ، و زجرى ننمايند ، و چيزى نگويند ، و آزادش گذارند ، بازهم در هر صورت نفس مىزند ، و زبانش را بيرون مىآرد ؛ زيرا ، طبعا بنابر ضعف دل به آسانى نمىتواند هواى گرم را خارج كند و هواى سرد و تازه را فروبرد . چنين است كسى كه براى خواهشات نفسانى دهن باز مىكند ؛ پس در اثر ضعف اخلاقى ، اعطاء و عدم اعطاى آيات اللّه ، انذار و يا عدم انذار ، هر دو دربارهء وى يكسان است
« سَواءٌ عَلَيْهِمْ ، أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ »
« 6 » . به حرص دنيا زبانش بيرون ، و از نحوست ترك آيات ، منظرهء آشفتگى و پريشانى حال وى چون « نفس زدن مسلسل » ظاهر است .
ممكن است به غرض توضيح كيفيّت باطنى و معنوى بلعم به صورت مثالى ، مضمون
« إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ »
ذكر شده باشد ؛ و شايد در دنيا و آخرت سزاى وى چنين
هامش
( 1 ) . ترك گفت ، رها كرد ،
( 2 ) . نتوانست زيانى برساند ؛
( 3 ) . خواهشهاى
( 4 ) . در تعقيب وى ؛
( 5 ) . پىهم ، پياپى
( 6 ) . سورهء بقره ، آيهء 6 .