تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
تفسير : قصّهء مفصل گوساله در سورهء طه مىآيد . در اين موقع ، حماقت و سفاهت آنها بيان شده . همين‌كه مجسّمهء خودساختهءشان آواز كرد ، به آن فريفته شدند ، و گوساله را خدا پنداشتند ؛ حال آنكه در آواز بىمعنى آن نه كلامى و نه خطابى بود ، و نه هدايتى براى دين و دنيا از آن به دست مىآمد . از اين صورت محض ، چيزى به درجهء انسانيّت نمىرسد ، تا چه رسد به مرتبهء خالق جلّ و علا . چه‌قدر ظلم بزرگ و كار ناهنجار است كه صورت جانور عادى را معبود گويند ، و آن را بپرستند ! حقيقت اين است كه اين قوم از ابتدا به اظهار چنين اقوال نامعقول عادت داشتند ؛ چنان كه پيش‌تر
« اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ »
از موسى - عليه السّلام - درخواست كرده بودند .
وَ لَمَّا سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ وَ رَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا قالُوا لَئِنْ لَمْ يَرْحَمْنا رَبُّنا وَ يَغْفِرْ لَنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ
( 149 ) و چون پشيمان شدند ، و دانستند كه هرآئينه ايشان گمراه شده‌اند ؛ گفتند : اگر رحم نكند بر ما پروردگار ما ، و نيامرزد ما را ، هرآئينه باشيم از زيانكاران . تفسير : در اثر بىدانشى و كجروى خود ، خود مرتكب چنان فعل زشت و بيهوده گرديده بودند كه بعد از تنبيه موسى - عليه السّلام - آن جوش و خروش باطل نشست ، و هوش به سرشان آمد ؛ خود از حركت ناشايستهء خويش شرميدند « 1 » ، و انگشت ندامت گزيدند و خوف بر آنها مستولى شد ؛ گفتند : اكنون چه بايد كرد ؟ اگر خداى توانا رحم نفرموده ، طريق توبه و مغفرت را ننمايد ، بىشبهه در خسران ابدى و هلاكت دائمى مىافتيم !
هامش
( 1 ) . شرم كردند ، شرمسار و شرمنده شدند ،