وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً
و چون بازگشت موسى بسوى قوم خود خشمگين افسوسناك ؛
تفسير : خدا ( ج ) در كوه طور به موسى ( ع ) اطّلاع داده بود كه سامرى قوم تو را گمراه ساخته است ! موسى ( ع ) چون شنيد ، سخت متأسّف و غضبناك گرديد .
قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُونِي مِنْ بَعْدِي
گفت : چه بد است نيابتى كه كرديد مرا بعد از من !
تفسير : اين خطاب به گوسالهپرستان بود ؛ يعنى : در غياب من خوب نيابت مرا كرديد ! عوض اينكه مؤكّدترين نصيحت و قوىترين سخن مرا ( يعنى توحيد و عبادت خالص خدا را ) به جا كنيد « 1 » ، گوساله را پرستيديد و گفتيد كه
« هذا إِلهُكُمْ »
در حقيقت اين است معبود شما ! و ممكن است كه اين خطاب به هارون - عليه السّلام - هم باشد كه : تو حقّ نيابت مرا كه
« اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي »
گفته به تو سپرده بودم ، خوب انجام ندادى ؛ آنها را منع نكردى ، و به ثبات قدم با اين فتنه مقابله ننمودى ! چنان كه در سورهء طه مفصّل مذكور است .
أَ عَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ
آيا شتاب كرديد از حكم پروردگار خود ؟ !
تفسير : من براى گرفتن احكام پروردگار شما رفته بودم ، و ميعاد چهل روز را هم خدا ( ج ) مقرّر كرده بود ؛ امّا ، شما به انجام موعدى كه خدا مقرّر كرده بود ، صبر نكرديد كه من احكام وى را بيارم ! اندكى نگذشت كه مضطرب شده به اين قدر زودى قهر و غضب خداى خود را خواستيد !
« أَ فَطالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِي )
( طه ، ركوع 4 ) .
وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ
و انداخت آن لوحها را ، و گرفت موى سر برادر خود را ؛ مىكشيدش او را به سوى خود ؛
هامش
( 1 ) . اجرا كنيد ، عمل كنيد ،