اين گماناند كه اين تختهها غير از تورات است ؛ و پيش از نزول آن عنايت شده بود ؛ بههرحال ، اين الواح براى جبران آن دلشكستگى كه به موسى - عليه السّلام - نسبت به ميسّر نشدن ديدار ايزد متعال پديد آمده بود عطا شد ، و در آن هرگونه نصايح و تفصيل تمام احكام ضرورى مندرج بود ( ابن كثير ) .
فَخُذْها بِقُوَّةٍ وَ أْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها سَأُرِيكُمْ دارَ الْفاسِقِينَ
( 145 )
( گفتيم ) پس ، بگير آن را به قوّت ، و امر كن قوم خود را تا ( عمل كنند ) بگيرند به بهترين آنچه دروست ؛ زود باشد كه بنمايم به شما سراى فاسقان .
تفسير : تو اين الواح را به كمال ثبات و احتياط بگير كه از دستت رها نشود . قوم خود را نيز بدانان « 1 » كه بر هدايات نيكو و عالى اين الواح با نهايت پايدارى عمل كنند ؛ و اين چيز فرخنده را از دست ندهند .
تنبيه : كلمهء « احسنها » تنبيه به اين است كه چيزى بدون ( احسن ) در آن نيست ؛ و يا مطلب اين است كه اگرچه جميع احكام بيان شده فى حدّ ذاتها « حسن » اند ؛ مگر « 2 » بعضى از بعضى « احسن » مىباشد . مثلا ، از ظالم انتقام گرفتن جايز و حسن است ؛ ليكن صبر و عفو نمودن « عزيمت و احسن » مىباشد . گويا ، براى آماده گردانيدن بنى اسرائيل بود كه در اكتساب عزايم و مندوبات سعى بليغ كنند ؛ و به خدا ( ج ) اطاعت كامل نمايند . اگر نافرمانى كردند ، به سكونتگاه مردم نافرمان افگنده مىشوند ؛ يعنى ، در آخرت به دوزخ ، و در دنيا به تباهى و رسوائى ( ابن كثير و بغوى ) . و بعضى گويند : دار فاسقان شام يا مصر است كه ملك عمالقه يا فرعونيان نافرمان بود .
در اين صورت ، اين آيت براى بنى اسرائيل بشارت است كه اگر كما حقّه « 3 » فرمان برند ؛ ممالك مردم نافرمان به اوشان « 4 » داده خواهد شد ؛ و الراجح هو الاوّل كما رجّحه ابن كثير .
هامش
( 1 ) . تعليم ده
( 2 ) . ليكن
( 3 ) . كما هو حقّه ، چنان كه بايد و شايد
( 4 ) . ايشان