تفسير : وقتى كه حضرت موسى - عليه السّلام - دسيسهء مشركانه را ديد ، و گمان برد كه هارون - عليه السّلام - نرمى و تساهل بىموقع به كار برده است ، از حميّت و غيرت و عشق دينى آنقدر مشتعل و بىحوصله شد كه سوى هارون - عليه السّلام - شتافت ، و از اشتعال سوز ايمان ، موى سر و ريش او را گرفت . معاذ اللّه ، قصد موسى اهانت هارون نبود ؛ زيرا ، هارون ( ع ) خود پيغمبر مستقلّ ، و سه سال از موسى ( ع ) بيشتر عمر داشت ، و چه ممكن است پيغمبر اولوالعزمى نسبت به پيغمبر ديگر سر مويى توهين روا دارد ؛ درحالىكه برادر بزرگش نيز باشد ؟ ! اين امر هنگامى از موسى ( ع ) صادر شد كه از اخلاق زشت قوم خود ، بنابر بغض فى اللّه و خشم ، بىاختيار شده بود . نسبت به حضرت هارون - عليه السّلام - تنها گمان مىكرد كه براى اصلاح حال قوم كامل نكوشيده است ، با وجودى كه « 1 » قبلا در اين باره به وى تأكيد كرده بود . شكّى نيست كه هارون ( ع ) به عمر از موسى ( ع ) بزرگتر بود ؛ ليكن موسى - عليه السّلام - در رتبه برترى داشت ؛ و از حيث سياست و انتظام ، هارون وزير و پيرو او مقرّر شده بود بنابرآن « 2 » ، در اين موقع شأن سيادت و حكومت موسى - عليه السّلام - ظهور نمود . گويا ، از طرف او اين مؤاخذه و بازخواست شديد ، نظر به تقصير موهوم حضرت هارون ( ع ) يك قسم ملامت عملى بود ؛ و قوم را نيز از آن به صورت كامل تنبيه كرد ، و داناند « 3 » كه قلب پيغمبر از عشق توحيد چهقدر سرشار ، و از دسيسهء شرك و كفر تا كدام اندازه نفور و بيزار مىباشد ؛ و نمىتواند در چنين معاملات ، كوچكترين سهلانگارى و خاموشى را تحمّل كند ؛ حتّى اگر در باب پيغمبرى چنين وهم « 4 » خطور كند كه در مقابل شرك بهقدر يك سر مو فروگذاشت نموده ، با وجود وجاهت او به بارگاه الهى ( ج ) از چنين بازخواست شديد بر كنار نمىماند ! بههرحال ، موسى - عليه السّلام - در آن حالت شرعا معذور بود ، و از فرط غضب در اين هنگامهء گيرودار ، الواح ( تختههايى كه از طرف خدا ( ج ) عطا شده بود ) بىاختيار از دستش افتاد ، كه از سبب عدم تحفّظ ، تغليطا « 5 » به كلمهء « القاء » تعبير شده ؛ زيرا ، ظاهرا « خذها بقوة » را امتثال نتوانست ؛ و يا چنان كه بعض مفسّرين پنداشتهاند ، حين شتافتن سوى هارون براى فارغ ساختن دست ، از نهايت حدّت و عجلت ، الواح را يك طرف نهاد مگر « 6 » چون ظاهرا اين هر دو معامله كه راجع به هارون و يا الواح به ظهور رسيد ، پسنديده نبود ؛ باوجود آنكه موسى - عليه السّلام - نيّتا معذور بود ، به كلمات
« رَبِّ اغْفِرْ لِي
- الآية » از بارگاه احديّت آمرزش خواست و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) . باوجود آنكه
( 2 ) . بنابراين ،
( 3 ) . تعليم كرد
( 4 ) . توهّمى
( 5 ) . از باب تخطئه ، ردّ ، انكار
( 6 ) . ليكن