تفسير : در دنيا ، وجود فانى و قواى جسمانى هيچ مخلوقى ، ديدار آفريدگار ذو الجلال و الاكرام لم يزل و لا يزال را تحمّل كرده نمىتواند « 1 » . ازين ثابت گرديد كه در دنيا براى همه كس ، پيش از موت ، حصول شرف ديدار خداوندى شرعا ممتنع است ، اگرچه عقلا ممكن باشد ؛ زيرا ، اگر امكان عقلى هم پذيرفته نشود ، چه امكان داشت كه پيغمبرى جليل القدر مانند موسى - عليه السّلام - درخواستى مىكرد كه عقلا محال بود ؟ ! مذهب اهل سنّت و جماعت اين است كه رؤيت بارى تعالى در دنيا عقلا ممكن ، امّا ، شرعا ممتنع الوقوع است ؛ و در آخرت ، وقوع آن از نصوص قطعيّه ثابت است . باقى ماند رؤيت رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و سلّم - در شب معراج ، كه ذكر آن انشاء اللّه در سورهء نجم خواهد آمد .
وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي
و ليكن نظر كن بسوى كوه ؛ پس اگر قرار گيرد به جاى خود ، خواهى ديد مرا ؛
تفسير : به كوه نگاه كن ؛ ما شمّهاى از تجلّى جلال مبارك خويش بر آن مىفگنيم ؛ اگر چيز ثابت و استوارى مانند كوه توانست آن را تحمّل كند ، ممكن است تو هم بتوانى تحمّل كنى ؛ ورنه ، آگاه باش ، از تحمّل آنچه كوه عاجز آيد ، تركيب مادّى و چشم جسمانى انسان به هيچ صورت آن را تحمّل نمىتواند ؛ اگرچه نيروى قلبى و طاقت روحانى وى از زمين ، آسمان و كوه و ساير چيزها فايقتر باشد . ازينجاست كه آن وحى الهى را كه موسى - عليه السّلام - حامل آن بود ، و امانت عظيمى را كه انسان حامل آن است كوهها و ساير اشياء برداشته نمىتواند « 2 » :
« فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ )
( احزاب ، ركوع 9 ) ؛
لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ
( الحشر ، ركوع 3 ) باوجوداين ، آنچه به چشم ظاهرى حسّ مىشود ، و يا به قوّت مادّى بدن تعلّق دارد ، انسان در تحمّل آن نسبت به ساير اشياى عظيم الخلقت ضعيفتر واقع شده است :
« لَخَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ ؛ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ »
هامش
( 1 ) . نمىتواند تحمّل بكند .
( 2 ) . نمىتواند بردارد ، تحمّل كند :