( المؤمن ، ركوع 6 ) ؛
« وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً »
( نساء ، ركوع 5 ) درين موقع ، موسى - عليه السّلام - را به ضعف انسان متوجّه ساختهاند .
فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً
پس وقتى كه تجلّى كرد پروردگار او بسوى كوه گردانيد او را ريزه ريزه ( به زمين هموار ) و افتاد موسى بىهوش .
تفسير : تجلّيات ايزد متعال گوناگون است . اين فعل ارادى خداست ؛ به هرچه و هر نوع كه خواهد ، تجلّى مىكند ؛ چون بر كوه ( به قدر سر سوفارى ) تجلّى كرد دفعتا يك قسمت آن از هم پاشيد ؛ و موسى - عليه السّلام - كه به محلّ تجلّى قريب بود ، بنابر مشاهدهء منظر هيبتناك كوه ، بىهوش شده افتاد . بلا تشبيه ، تصوّر كنيد كه چون صاعقه بر چيزى افتد ، آن را مىسوزاند ، و به آن واحد خاكسترش مىگرداند ؛ و به كسانى كه نزديك آن مىباشند ، اكثر اوقات كمابيش صدمه مىرسد .
فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ
( 143 )
پس چون به هوش آمد گفت : به پاكى ياد مىكنم ترا ؛ بازگشتم بسوى تو ؛ و من اوّل ايمانآورندگانم !
تفسير : تو از مشابهت با مخلوق پاك و بىعيبى ! كيست كه با اين چشم فانى ترا ديده تواند ؟ ! اقتضاى سبّوحيّت تو اين است كه جز به اجازهء تو چيزى از نزد تو نخواهند ؛ من توبه مىكنم كه از فرط اشتياق ، درخواستى نازيبا كردم ! من از مردم روزگار خود پيشتر از همه به