مقرّر كردن دو مدّت ( كموبيش ) شايد اين مطلب « 1 » بود كه اگر در اثناى رياضت به اعتبار انجام دادن وظايف عبوديّت و آداب تقرّب هيچ نوع تقصير از وى سر نزند ، مدّت اقلّ يعنى ، سى روز كفايت مىكند ؛ ورنه ، بايد اكثر الاجلين يعنى ، چهل روز ، را تكميل كند ؛ و يا : شروع اين سى روز بهطور ميعاد ضرورى خواهد بود ، و اكمال آن چهل روز از حيث اختيارى و استحبابى بهطور تكميل و تتميم اصل ميعاد مقرّر شده باشد ؛ چنان كه شعيب - عليه السّلام - هنگامى كه دختر خود را به موسى - عليه السّلام - داد ، گفت :
« عَلى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ ؛ وَ ما أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ »
( القصص ، ركوع 3 ) ؛ و بعضى مصنّفين عصر ما گفتهاند و چنان كه در سورهء بقره مذكور است ، اصل ميعاد چهل روز بود ، و در اينجا هم در
« فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ »
اشاره شده است . اين يك پيرايهء بيان آن چهل روز است كه ما سى روز وعده كرده بوديم كه تتمّهء آن ده روز ديگر بود ، تا اشاره شود كه يك ماه كامل ( ذيقعده ) را تكميل ، و از ماه دوّم ( ذى الحجّه ) ده روز ديگر افزوده شد . بدين وسيله ، از اوّل ذى القعده شروع شده به ده « 2 » ذى الحجّه يك چلّهء پوره « 3 » گرديد ؛ چنان كه از اكثر سلف منقول است ؛ و اللّه اعلم . در موضح الفرقان است كه حقّ تعالى به موسى - عليه السّلام - وعده داد كه سى روز در كوه خلوت گزين ؛ تورات را به قوم تو مىفرستم . درين اثنا روزى موسى - عليه السّلام - مسواك كرد ؛ چون فرشتگان بوى دهن وى را خوش داشتند ، و از مسواك زائل شد ؛ به تلافى آن ده شب ديگر افزود ، و مدّت را تكميل نمود .
وَ قالَ مُوسى لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ
( 142 )
و گفت موسى برادر خود هارون را : جانشين من باش در قوم من ؛ و اصلاح كن ( كار آنها ) ؛ را و پيروى منما راه تباهكاران
تفسير : در غياب من وظيفهء مرا نيز تو انجام كن . گويا ، اختيارات حكومت و رياستى كه مخصوص موسى - عليه السّلام - بود به هارون - عليه السّلام - تفويض شد . چون
هامش
( 1 ) . منظور ، مقصود
( 2 ) . تا دهم
( 3 ) . يك چهل شب كامل