قَوْماً مُجْرِمِينَ
( 133 )
قوم گناهگاران .
تفسير : به فاصلههاى اندك ، اين همه آيات به آنها نشان داده شده ؛ مگر « 1 » از بس كه متكبّر و جنايتكار ، و سالها مشق « 2 » عصيان كرده بودند ؛ به هيچ صورت ايمان نياوردند .
از سعيد بن جبير منقول است : چون فرعون مطالبهء موسى - عليه السّلام - ( يعنى آزادى بنى اسرائيل ) را ترديد كرد « 3 » ؛ خداى تعالى طوفان باران فرستاد كه از آن بيم تباهى زراعت بود ؛ بالاخره پريشان شده از حضرت موسى ( ع ) درخواست كردند كه به خداى خود عرض كند تا بلاى طوفان رفع گردد ، ما بنى اسرائيل را آزاد كرده با تو مىفرستيم ! به طفيل دعاى موسى ( ع ) باران ايستاد ؛ و در عوض نقصان ، حاصلات فراوان بدست آمد . فرعونيان آن عذاب را فراموش كرده ، بر عهد خود استوار نماندند ؛ پس خداى تعالى بر زراعت رسيدهءشان لشكر ملخ فرستاد ، و فرعونيان باز مضطرب و پريشان شدند كه اين آفت نو از كجا رسيد ؟ ! باز ، از نزد موسى - عليه السّلام - درخواست دعا كردند ، و پيمان محكم بستند كه اگر اين عذاب بر طرف شد ، ما بنى اسرائيل را آزاد مىكنيم ! چون اين عذاب ، برداشته شد ، باز مطمئن شدند ، و آن وعدهها را به طاق نسيان گذاشتند . عاقبت ، وقتى كه غلّه را برداشته ، در خانهها گدام كردند « 4 » ، به حكم خدا ( ج ) در غلّه كرم افتاد . باز ، از حضرت موسى ( ع ) خواهش دعا نمودند ، و پيمان استوار بستند ؛ امّا ، به مجردى كه « 5 » آن وضعيّت خاتمه يافت ، به دستور سابق به سركشى و عهدشكنى بپرداختند .
پس خداى تعالى لذّت را از خورد و نوش آنها برداشت . آنقدر بقّه « 6 » به كثرت پيدا شد كه در هر خوراك و ظرف ، بقّه به نظر مىآمد ؛ همينكه براى حرف زدن و خوردن دهن خود را باز مىكردند ، بقّه جهيده به دهنشان مىدرآمد « 7 » ، بر علاوه ، از سبب فراوانى اين حيوان ، بود و باش نهايت دشوار گرديد ؛ كار به جائى رسيد كه چون مىخواستند آب بنوشند ، به حكم خدا ( ج ) همينكه در ظرفها و يا در دهنها مىرسيد ، خون مىشد ؛ غرض « 8 » ، با آنكه از خورد و نوش هم عاجز شده بودند ، از نخوت و تكبّرشان كاسته نشد .
هامش
( 1 ) . امّا
( 2 ) . تمرين
( 3 ) . تكذيب كرد ؛ نپذيرفت ؛
( 4 ) . ذخيره كردند ،
( 5 ) . به مجرّد آنكه ، به محض آنكه
( 6 ) . قورباغه
( 7 ) . درمىآمد ؛
( 8 ) . حاصل مطلب اينكه