بِما كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى قُلُوبِ الْكافِرِينَ
( 101 )
% به آنچه تكذيب مىكردند پيش از آن ؛ همچنين مهر نهد خدا بر دلهاى كافران .
تفسير : چون يك دفعه به انكار چيزى پرداختند ؛ باز ، هرقدر كه نشانهها را ببينند ، و در جهان تغيير و تبديل روى دهد ؛ ممكن نيست كه به آن اقرار كنند . هنگامى كه در مقابل خداى متعال ضدّ و اصرار « 1 » قومى تا اين درجه مىرسد ، عادتا امكان اصلاح حال و قبول حقّ باقى نمىماند . اين است طريق مهر نهادن در دلها ؛ از اينجا واضح است كه مقصد مهر نهادن بر دلها از طرف خدا چيست ؟
تنبيه : از
« وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ »
معلوم شد كه « پيغمبرانى - عليهم السّلام - كه به طرف قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم لوط و قريههاى اهل مدين مبعوث شده بودند ؛ به همهء آنها بيّنات ، يعنى ، نشانههاى واضح داده شده بود ؛ پس اين قول قوم هود - عليهم السّلام -
« يا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ
- الخ » محض از راه تعنّت و عناد بود .
وَ ما وَجَدْنا لِأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَ إِنْ وَجَدْنا أَكْثَرَهُمْ لَفاسِقِينَ
( 102 )
و نيافتيم در اكثر ايشان وفا به عهد ؛ و ( هرآئينه ) يافتيم اكثر ايشان را بدكار .
تفسير : مراد از « عهد » ممكن است عهد عمومى باشد ؛ يا عهد خصوصى كه عبارت از « عهد الست » است ؛ و يا عهدى كه هنگام ورود مصائب و تكاليف « 2 » مىكردند كه اگر فلان سختى
هامش
( 1 ) . ضدّيت و پافشارى
( 2 ) . گرفتارىها و دردسرها