تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
كرده به شام متوطّن گرديده بود ؛ بعد از آن به جهت بودن حضرت يوسف - عليه السّلام - بنى اسرائيل در مصر مقام گرفتند ؛ اكنون ، چون قبطيان اين ديار بر آنها مظالم گوناگون نمودند ، لهذا ضرور است كه آنها را از ذلّت غلامى قبطىها نجات داده به وطن اجدادشان بازگرداند .
قالَ إِنْ كُنْتَ جِئْتَ بِآيَةٍ فَأْتِ بِها إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ( 106 ) فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ
( 107 ) گفت فرعون : اگر آورده‌اى تو معجزه ؛ پس حاضر كن آن را ! اگر هستى از راست‌گويان . پس ، انداخت عصاى خود را ؛ پس ناگهان آن عصا اژدها شد ، ظاهر . تفسير : در اژدها شدن آن هيچ شكّ و شبهه نبود . گويند : اين اژدها با دهان گشاده بسوى فرعون شتافت ؛ فرعون مضطرب شد ، و از موسى ( ع ) خواهش نمود كه اژدهاى خود را بگيرد . به مجرّدى كه « 1 » موسى - عليه السّلام - دست پيش كرد « 2 » ، باز عصا گشت .
وَ نَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ
( 108 ) و بيرون آورد دست خود را ؛ پس ناگهان آن سفيد درخشان شد براى بينندگان . تفسير : چون دست خود را به گريبان برد ، و در بغل فشرده ، بيرون آورد ؛ مردم به چشم سر ديدند كه دستش خارق العاده سفيد و درخشان بود . اين سفيدى و درخشيدگى « 3 » از مرض برص و غيره نبود ؛ بلكه چنان معلوم مىشد كه روشنى دل منوّر او به طريق اعجاز به دستش
هامش
( 1 ) . به مجرّد آنكه ( 2 ) . دست پيش برد ، ( 3 ) . درخشندگى