الْعالَمِينَ ( 104 ) حَقِيقٌ عَلى أَنْ لا أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُمْ بِبَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ
عالميان .
استوارم ( سزاوارم ) به آنكه نگويم بر خدا مگر سخن راست ؛ بهدرستى كه آوردهام به شما حجّتى روشن از پروردگار شما ؛
تفسير : اكثر مفسّران برآناند كه معنى
« حَقِيقٌ »
، « جدير » يعنى لايق است . بنابرآن « 1 » ، مجبور شدهاند كه « على » را به معنى « با » بگيرند ؛ يعنى : لايق شأن من اين است كه به خدا ( ج ) سخن ناحق و غلط نگويم ؛ و بعضى
« حَقِيقٌ »
را به معنى « حريص » گرفتهاند . ليكن مترجم محقّق - رحمه اللّه -
« حَقِيقٌ »
را به معنى « قائم و ثابت » آورده است ، و مطلب آن اين است كه : من بدون اندك تزلزل و تذبذب به كمال استقلال ، و پافشارى ، برين قائم مىباشم كه جز صدق و راستى بر زبان نيارم ؛ و پيغام خدا را بدون كم و كاست به شما برسانم ؛ و از تكذيب و تخويف شما به قدر ذرّهاى متزلزل نشوم .
فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرائِيلَ
( 105 )
پس بفرست با من فرزندان يعقوب را .
تفسير : حضرت موسى - عليه السّلام - فرعون را به چندين طريق نصيحت كرد ؛ چنان كه در آيت ديگر مذكور است :
« فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى . وَ أَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ فَتَخْشى »
. امّا مهمترين آنها اين بود كه بنى اسرائيل را كه از اولاد پيغمبران بودند ، و فرعونيان آنها را مثل جانوران ذليل و غلام خود ساخته بودند ، از مظالم و شدائد آن ظالمان وارهاند . در اين موقع ، موسى - عليه السّلام - فرعون را مخاطب كرده به آن متوجّه گردانيد كه بنى اسرائيل را از قيد و بيگار « 2 » رهايى دهد ، تا آزادانه به عبادت پروردگار خود مشغول شوند ؛ و با من به وطن مألوف خود ( شام ) مراجعت كنند ، زيرا كه جدّ اعلاى آنها ، حضرت ابراهيم خليل اللّه ، از عراق هجرت
هامش
( 1 ) . بنابراين ،
( 2 ) . اسارت و بيگارى