تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
خاسر شدند .
فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ فَكَيْفَ آسى عَلى قَوْمٍ كافِرِينَ
( 93 ) پس بازگشت از ايشان ، و گفت : اى قوم من ، به درستى كه رسانيدم به شما پيغام‌هاى پروردگار خود را ؛ و نصيحت كردم به شما ؛ پس چگونه اندوه خورم بر قوم كافران ؟ ! تفسير : اكنون كه اين قوم هلاك شده است از تأسّف بر حالشان چه فائده حاصل مىشود ؟ ! هر نوع رهنمائى و نصايح مفيده به آنها شده ، و از عواقب و نتايج آينده ترسانيده شدند ؛ مگر « 1 » هرگز به سخن كسى گوش ننهادند « 2 » ؛ بلكه با خيرخواهان مخلص خود دائما دست و گريبان « 3 » بودند .
وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ
( 94 ) و نفرستاديم در دهى هيچ پيغامبرى را ، مگر گرفتيم اهل آن ده را به سختى و رنج ، تا بود كه ايشان زارى كنند .
هامش
( 1 ) . ليكن ( 2 ) . گوش ندادند ، گوش فرا ندادند ؛ ( 3 ) . دست به گريبان