رَبُّنا وَسِعَ رَبُّنا كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ
( 89 )
پروردگار ما ؛ احاطه كرده است پروردگار ما به همهچيز از روى علم ، بر خدا توكّل كرديم ؛ اى پروردگار ما فيصله ( حكم ) كن در ميان ما و در ميان قوم ما به راستى ؛ و تو بهترين حكم كنندگانى .
تفسير : هرگز ممكن نيست كه ما به اختيار خود و يا به اكراه و اجبار شما ، العياذ باللّه ، به طرف كفر برويم ؛ فرضا ، اگر مشيّت الهى ( ج ) در باب بعض كسان ما چنين رفته باشد ؛ كسى ارادهء او تعالى را منع در مقابل اقتضاى حكمت او حرفى زده نمىتواند « 1 » ؛ زيرا ، علم او تعالى بر تمام مصالح و حكمتها محيط است . بههرحال ، از تهديدات شما خوفى نداريم ؛ چه اعتماد و توكّل ما بكلّى به ذات خداوند وحده لا شريك است . از آرزوى كسى چيزى حاصل نمىشود ؛ هرچه مىشود تحت مشيّت و علم محيط ذات متعال اوست ؛ بنابرآن « 2 » ، ما براى فيصلهء خود و شما به همان خالق كبريا دعا مىكنيم ؛ زيرا ، فيصلهء هيچكس نسبت به فيصلهء ذات قادر عليم حكيم بهتر شده نمىتواند « 3 » .
مىتوان ازين كلمات حضرت شعيب اندازه نمود كه دلهاى انبياء نسبت به عظمت و جبروت ايزد متعال و عبوديّت و عجز و افتقار خودشان با چه احساس عظيم و عميق مملوّ مىباشد ؛ چهسان توكّل و اعتماد آنها در هر آن ، و هر حال ، از تمام وسايط منقطع شده ، بر همان ذات وحده لا شريك از كوه محكمتر و غير متزلزل است .
هامش
( 1 ) . نمىتواند مانع گردد ، و . . . نمىتواند حرفى بزند ؛
( 2 ) . بنابراين ،
( 3 ) . نمىتواند بهتر بشود ( باشد ) .