معنى مطلق « صيرورت » گرفته شود ؛ چنان كه بعضى مفسّرين گفتهاند .
قالَ أَ وَ لَوْ كُنَّا كارِهِينَ
( 88 )
؛ گفت : آيا ( عود كنيم ) اگرچه ما ناخواهان باشيم ؟ !
تفسير : اگرچه ما در تحت روشنى دلائل و براهين ازين كفريّات مهلك شما نهايت بيزار مىباشيم ؛ آيا باز هم شما اين پيالهء زهر را جبرا به ما مىنوشانيد ؟ !
قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى اللَّهِ كَذِباً إِنْ عُدْنا فِي مِلَّتِكُمْ
هر آئينه بسته باشيم بر خدا دروغى ؛ اگر باز گرديم در دين شما !
تفسير : اگر كسى دين باطل و دروغ را راست بگويد « 1 » ، در حقيقت بر خدا افترا مىكند « 2 » ، و بهتان مىبندد . بنابرآن « 3 » ، از يك پيغمبر جليل القدر و پيروان مخلص او چه ممكن است كه ، معاذ اللّه ، از صداقت برآمده به طرف دروغ و باطل برگردند ، و تمام دعاوى راست خود را كه در باب حقّانيّت و يا مأمور من اللّه بودن خود اظهار مىكردند ، دروغ و افترا بدانند ؟ !
بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْها
بعد از آنكه برهانيد ما را خدا از وى ؛
تفسير : كسى را ابتدا نجات داد ، كه نمىخواست در آن داخل گردد ؛ مانند حضرت شعيب - عليه السّلام - و بعضى را بعد از داخل گرديدن ، از آن بيرون آورد ؛ مانند عامّهء مؤمنين .
وَ ما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فِيها إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
و هرگز لايق نيست به ما آنكه عود كنيم در آن ، مگر آنكه خواهد خدا
هامش
( 1 ) . راست تلقّى كند ، راست قلمداد كند ،
( 2 ) . افترا مىزند ،
( 3 ) . بنابراين ،