داخل در مخلوقات و ممكنات مىشمارد . پس در ارشاد
« سُبْحانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ »
به اشارتى خفى كه بسوى اين ناپاكى شده بود پىبرده شد و چون اين آلايش در فرزند حقيقى و فرزند مجازى ظاهرى در هر دو مساويانه « 1 » موجود است ، به خوبى دانسته گرديد كه ذات اقدس كبريائى چنان كه ازين امر پاك است كه فرزندى از وى پديد آيد ، ازين امر نيز منزّه و برتر است كه از مخلوق خويش كسى را به فرزندى برگزيند .
لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّهِ وَ لَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ
( هرگز ) ننگ ندارد مسيح كه باشد بندهء خدا ، و نه فرشتگان مقرّب
تفسير : به خداى متعال بنده بودن ، و حضرت وى را پرستيدن ، و احكام او را اطاعت نمودن ، شرافت عليا و عزّت قصوى است . از جناب مسيح ( ع ) و فرشتگان مقرّب قدر و ضرورت اين نعمت عظيم را بپرسند ، آنها چگونه مىتوانند از آن عار كنند ؟ ! ذلّت و بىغيرتى در بندگى دگران است ، سواى بندگى خدا ( ج ) ؛ چنان كه نصارى مسيح را ابن اللّه و معبود قرار دادند ، و مشركان فرشتگان را دختر خدا خواندند و آنها را نيز مانند بتان پرستيدند ؛ اين است كه به ايشان عذاب و ذلّت جاويد است .
وَ مَنْ يَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعاً
( 172 )
و هركه عار كند از بندگى او ، و استكبار كند ؛ پس زود جمع مىكند ايشان را بسوى خود ، همه را .
هامش
( 1 ) . متساويا ، به تساوى