تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
كَذلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتى لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ( 57 ) وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ
( 58 ) هم‌چنين بيرون آريم مردگان را تا شما غور كنيد ( پند پذيريد ) . و شهر پاكيزه برمىآيد رستنى او به حكم پروردگارش ؛ زمينى كه شوره بود ، بيرون نيايد گياه او ، مگر ناقص ؛ هم‌چنان گوناگون بيان مىكنيم نشانه‌ها را براى قومى كه حق را مىپذيرند ( شكر مىكنند ) . تفسير : در آيات گذشته با
« اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ »
تصرفات الهى ( ج ) در امور فلكى ، ماه ، خورشيد و غيره بيان گرديد ؛ و ضمنا ، بندگان را محض هدايت مناسب داده شده ؛ اكنون بعضى تصرّفات وى در سفليّات و كاينات الجوّ ذكر مىشود ، تا همگان بدانند كه حكومت آسمانها و زمين و هرچه در ميان آنهاست ، خاص « 1 » در قبضهء قدرت ربّ العالمين است . وزش بادها ؛ نزول باران ؛ آفرينش اقسام رياحين و اثمار ؛ پديد آمدن زرع و نبات بر وفق استعداد هر زمين ؛ اين همه نشان قدرت كامله و حكمت بالغهء حضرت اوست ؛ و در ذيل آن از احياء اموات و برخاستن از قبور دانانده شد . حضرت شاه - رحمه اللّه - مىگويد : برآمدن اموات ، يكى در قيامت است ؛ و يكى در اين جهان ؛ يعنى ، از ميان پست‌ترين بىخردان كه به مرگ بىدانشى و خوارى مرده بودند ، پيغمبر عظيم الشان خويش را فرستاد ، و به وى علم ارزانى كرد ، و سردار جهان گردانيد . كسانى كه
هامش
( 1 ) . تنها