لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ؛ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ! يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مىپوشاند شب را به روز ؛ مىجويد شب روز را به شتاب ؛ و ( آفريد ) خورشيد و ماه و ستارگان را ؛ تفسير : تيرگى شب را با فروغ روز يا فروغ روز را به ظلمت شب مىپوشاند ؛ چنان كه يكدگر را تعاقب كرده به سرعت روان مىباشند ؛ همين كه شب به پايان مىرسد ، روز پديد مىآيد ؛ و يك لحظه در ميان وقفه نمىباشد . شايد تنبيه است بر اينكه چون شب تاريك كفر و ضلالت ، ظلم و عدوان ، جهان را فرامىگيرد ؛ خداوند ( ج ) به خورشيد ايمان و عرفان ، اطراف جهان را روشن مىگرداند ؛ و هنگامى كه فروغ خورشيد جهانتاب نمودار نشود ؛ ماه و اختران نبوّت در ظلمت شب روشنى مىافگند ، و رهنمايى مىنمايد . مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ رام شده به حكم وى ؛ تفسير : هيچ ستاره نمىتواند جز به حكم وى حركت كند . أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ آگاه شويد ؛ خاص كار اوست پيدا كردن ؛ و فرمودن حكم ؛ داراى بركت بزرگ خداست
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 355
مساهمون: محمود حسن ديوبندى
ص٣٥٥
دفتر تمام گشت و به پايان رسيد عمر * ما همچنان در اوّل وصف تو ماندهايم