خويش را به برگ درختان پوشيدند ؛ واضح شد كه شيطان در برهنگى ، و پدر شما در ستر كوشش كرد ؛ پس راجع به طواف برهنه چه سان به آباء و اجداد خود مىتوانيد استناد صحيح نمود ؟ ! قول حضرت شاه - رحمة اللّه عليه - را شنيديد كه پدر نخستين شما از شيطان فريب خورد ؛ لهذا ، به پدر چسان استناد مىكنيد ؟ ! اين چه بىحيائى است كه آنچه را برطبق حكم شيطان نفاذ دادهايد ، بگوئيد : خدا ( ج ) ما را به آن مأمور كرده است ؟ العياذ باللّه !
قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ
بگو حكم داده پروردگار من به عدل ؛
تفسير : در روح المعانى است : « القسط على ما قال غير واحد : العدل ؛ و هو الوسط من كلّ شىء المتجافى عن طرفى الافراط و التّفريط » . حاصل آيت اين است كه خداوند ( ج ) در هر حال به مداومت در توسّط و اعتدال ، و اجتناب از افراط و تفريط ، هدايت داده ؛ پس چه ممكن است « 1 » كه ما را به فواحش مأمور گرداند ؟ العياذ باللّه !
وَ أَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ ادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
و راست كنيد روهاى خود را وقت هر نماز ؛ و بخوانيد او را خالص فرمانبردار او شده ( بپرستيد خداى را درحالىكه خالصكننده باشيد براى او اطاعت را ) .
تفسير : مترجم محقّق غالبا « 2 » « مسجد » را مصدر ميمى به معنى سجود گرفته ، تجوّزا ترجمه كرده است ، و « وجوه » را به ظاهر آن گذاشته ؛ يعنى : هنگام اداى نماز راست بسوى كعبه روى آريد ، امّا ، مفسران ديگر برآناند كه از
« وَ أَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ »
مراد اين است كه هميشه بسوى عبادت خدا ( ج ) به استقامت قلب متوجّه باشيد . نزد ابن كثير ، مطلب اين آيت آنست كه « در عبادت خود راست باشيد و از طريق پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - انحراف مورزيد » . قبول
هامش
( 1 ) . چطور ممكن است
( 2 ) . ظاهرا ، گويا