خويش گزيدهاند . شگفت اينجاست كه با وجود ضلالت صريح پنداشتهاند كه ما به راه راست روانيم ؛ طرز عمل و روشى را كه به حيث مذهب اختيار كردهايم درست است ! چنان كه خداوند ( ج ) جاى ديگر فرموده :
« الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً »
( كهف ، ركوع 12 ) .
تنبيه : از عموم آيت برمىآيد كه كافر مخطى نيز مانند كافر معاند كه از پندار غلط خويش حق را باطل مىداند ، در
« فَرِيقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ »
داخل است ؛ خواه اين پندار غلط از آن جهت باشد كه كامل غور نكرده ، يا از اينكه ظاهرا با تمام قوّت دقّت و تأمّل نموده ، امّا به حقايق روشن و آشكار نرسيده است ، و اين خود واضح مىگردد كه وى فى الحقيقت در به كار بردن قوّهء فكر استدلال خود تقصير ورزيده ؛ گويا ، آنچه ايمان بر آن مدار نجات است ، چندان واضح و روشن مىباشد كه انكار از آن جز عناد يا نارسائى انديشه و تأمّل ، ديگر صورت ندارد « 1 » . به هر حال ، كفر شرعى زهريست كه چه به عمد و چه به سهو ، در هر صورت ، خوردن آن براى هلاك انسان كافيست . اين است مذهب اهل سنّت و جماعت . در روح المعانى كه اختلاف بعضى در اين مسئله نقل شده ، مراد از جاحظ و عنبرى است . آنها در اهل سنّت و جماعت داخل نمىباشند ، و با وصف اينكه معتزلى گفته مىشوند ، معتزلىها نيز در اسلام آنها گفتگو دارند . از اينجاست كه صاحب روح المعانى بعد از نقل مذهب آنها مىنگارد : « و لله تعالى الحجّة البالغة ، و التزام انّ كلّ كافر معاند بعد البعثة و ظهور امر الحقّ كنار على علم - الخ » .
يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ
( 31 )
اى فرزندان آدم ، بگيريد آرايش خود را هنگام هر نماز ؛ و بخوريد و بياشاميد و اسراف مكنيد ؛ ( هرآئينه ) خدا دوست نمىدارد اسرافكنندگان را .
تفسير : اين آيات در ردّ كسانى فرود آمده است كه برهنه به طواف كعبه مىپرداختند ؛ و آن را قربت و تقوى مىپنداشتند و بعضى از اهل جاهليّت بيش از سد رمق چيزى نمىخوردند ،
هامش
( 1 ) . صورت ديگر ( حالت ديگر ) ندارد .