عبادت الهى ( ج ) تنها به دو چيز موقوف است : يكى آنكه خالص براى خدا باشد ، چنان كه در فوق مىگويد :
« وَ ادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ »
؛ دوّم آنكه به طريق مشروع موافق باشد ، طريقى كه انبياء و مرسلين تجويز كردهاند ؛ و اين مطلب در
« وَ أَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ »
ادا شده . بههرحال در اين آيت ، بسوى تمام انواع آن اوامر شرعى اشاره شده كه به معاملات بندگان متعلّق است . اينها همه در قسط مندرج مىباشد ، و آنچه متعلّق به حضرت كردگار است ؛ بدنى در
« وَ أَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ »
، و قلبى در
« وَ ادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ »
اندراج يافته .
كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ
( 29 )
همچنانكه بيافريد شما را ، باز آفريده خواهيد شد ( باز خواهيد گشت به وى ) .
تفسير : از آن جهت انسان را به طرف اعتدال ، استقامت ، اخلاص ، رهسپار شدن ضرور است ؛ كه بعد از مرگ ، دوّم بار زنده مىشود ، و نتايج حيات اين جهان پيش رويش مىآيد ؛ بايد اكنون به فكر آن بود :
« وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ »
« 1 » .
فَرِيقاً هَدى وَ فَرِيقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ
( 30 )
گروهى را هدايت نمود و گروهى ثابت شد بر ايشان گمراهى ؛ ( هرآئينه ايشان ) گرفتند شياطين را دوستان بجز خدا ، و پنداشتند كه ايشان راه يافتگاناند !
تفسير : گمراهى نصيب كسانى است كه خدا را گذاشته شياطين را به دوستى و رفاقت
هامش
( 1 ) . سورهء حشر ، آيهء 18 .