مقهور كنند . وَ يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ ( 19 ) و اى آدم ، ساكن شو ، تو و زن تو ، در بهشت ؛ پس بخوريد از هر جا كه خواهيد ؛ و مشويد نزديك به اين درخت ؛ ( پس ) خواهيد شد از گنهگاران ( ستمگاران ) ! تفسير : به آدم و حوّا - عليهما السّلام - اجازه بود كه بلامانع هرچه بخواهند بخورند و بنوشند ؛ جز يك درخت معيّن ، كه خوردن آن مناسب حيات و استعداد بهشتى آنها نبود ؛ بناءا « 1 » ، گفت : به آن نزديك مشويد ؛ ورنه خساره مىكنيد ! به عقيدهء من ، اگر « فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ » چنين ترجمه مىشد ، موزونتر بود : « پس مشويد از خساره « 2 » كنندگان » ؛ معنى « ظلم » نقصان و كمى و كوتاهى نيز مىآيد ؛ چون در سورهء كهف ، در « وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً » . فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما وَ قالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ ( 20 ) پس ( وسوسه كرد ) لغزانيد آدم و حوا را شيطان ؛ تا آشكار گرداند بر ايشان آنچه پوشيده بود از نظر ايشان ، از شرمگاه ايشان ؛ و گفت : منع نكرده است شما را پروردگار شما از اين درخت ، مگر آنكه شويد دو فرشته ؛ يا شويد از باشندگان جاويد !
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 322
مساهمون: محمود حسن ديوبندى
ص٣٢٢
هامش
( 1 ) . بنابراين ،
( 2 ) . خسارت