تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
ملعون كه بر آن مقام عزّت ، بنابر كثرت عبادت ، و غيره ، تاكنون فايز شده بود ؛ در اثر خودخواهى و تكبّر ، فرود افگنده شد . تنبيه : از شموليّت « 1 » ابليس در زمرهء فرشتگان تا مدّت دراز ، تنبيه مىشود كه خداوند ( ج ) فطرت هيچيك از مكلّفان ، حتّى ابليس را ، همچنان نيافريده كه خاص به اتّباع بدى مجبور و مضطرّ باشد ؛ بلكه به اعتبار فطرت اصلى خبيث‌ترين موجودات نيز صلاحيت آن را دارد كه بر كسب و اختيار نيكى و تقوى به انتهاى ترقّى برسد .
قالَ أَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ( 14 ) قالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ
( 15 ) گفت ابليس : مهلت ده مرا تا روزى كه آدميان برانگيخته شوند ! گفت : خدا هرآئينه تو از مهلت داده‌شدگانى . تفسير : يعنى ، چون تو اين درخواست را نمودى ، بدان كه از نخست در علم ما اين امر طى شده كه ترا مهلت داده شود . هنگامى كه حكمت الهى ( ج ) اقتضا كرد كه صفات كماليّه و عظمت و جبروت شهنشاهيّت وى ظهور پذيرد ، جهان را بيافريد :
« اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً »
( الطلاق ، ركوع 2 ) . يعنى ، از آفرينش زمين و آسمان و نظم و نسق آن ، مقصود اين است كه مردم به قدرت كامل و علم محيط و ساير صفات الهى ( ج ) معرفت حاصل كنند . اين معرفت الهى ( ج ) در آيت
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
موافق تفسير بعض سلف به عبادت تعبير شده ؛ و ظاهر است كه غرض تخليق « 2 » عالم آنگاه به وجه اتمّ انجام مىيابد كه در مخلوقات هر نوع صفات و كمالات وى ظاهر شود ؛ و اين ، وقتى مىتوان شد كه در عالم ، مطيع و وفادار ، باغى و گنهگار ، هر نوع مخلوق موجود باشد ، و به دشمنان خدا ( ج ) مهلت و استقلال داده شود كه كمال آزمايش نيرو و تمام وسايل اختيار و قوت فطرى خويش را تا آخر به كار اندازند . عاقبت ، لشكر حكومت الهى ( ج ) غالب شود ؛ و دشمن به كيفر كردار خود برسد ؛ و
هامش
( 1 ) . مشمول شدن ، درآمدن ، مندرج شدن ( 2 ) . تكوين