اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ ( 11 ) قالَ ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ ( 12 ) قالَ فَاهْبِطْ مِنْها
سجده كنيد به آدم ، پس سجده كردند ، مگر ابليس ؛ نبود از سجدهكنندگان .
گفت خدا : چه چيز منع كرد ترا كه سجده نكردى ، چون حكم كردم ترا ؟ ! گفت : من بهترم از او ؛ آفريدهاى مرا از آتش ، و آفريدهاى او را از گل !
گفت خدا : پس فرو شو از آن .
تفسير : قبل از آفرينش شما ، محلّ بود و باش و وسايل خوردن و نوشيدن شما را انجام داد باز ، مادّهء شما را بيافريد ؛ سپس آن مادّه را چنان شمايل زيبا و صورت جميل ارزانى كرد كه ديگرى را عطا نكرده بود ؛ باز ، آن پيكر خاكى را روح و حقيقت بخشايش كرد كه به يمن آن جدّ شما آدم - عليه السّلام - كه وجود او بر هستى تمام افراد بشر اجمالا مشتمل بود ، خليفة اللّه و مسجود فرشتگان گرديد ؛ و آنگاه كسى كه از سجدهء تعظيم ابا ورزيد ، مردود ازلى شد ؛ زيرا ، آن سجده علامتى از خلافت الهى ( ج ) بود .
فرشتگان خدا ( ج ) كه بعد از بحث و تمحيص و امتحان صريح ، بر فضيلت علمى و كمال روحانى آدم - عليه السّلام - اطّلاع يافتند ، به شنيدن حكم الهى به سجده افتادند ؛ و به اين صورت روبروى خليفة اللّه وفا و اطاعت كامل خويش را به پروردگار خود ثابت كردند ؛ امّا ، ابليس لعين كه جنّ بود ، و اصلش از آتش ، و بنابر كثرت عبادت و غيره در جرگهء فرشتگان